تعليقات حرف صاد
( [ 1 ] ) . با چشمش قلب صادقى را شكار كرد .
( [ 2 ] ) . سورهء زمر ، آيهء 33 : و آن كس كه راستى آورد و آن را باور نمود ، آنانند كه خود پرهيزگارانند .
( [ 3 ] ) . به ضم در پارسى ، بام يعنى بامداد و رنگ و روشنى است ؛ و اينجا نور وصال را گويند كه چون شواهد جبروت بر هياكل ملك و ملكوت مستعلى گردد ، شب وجود ما كه وجود بىبود است ، زائل گشته صبح شهود وحدت از افق حقيقت روى نمايد ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 130 ) .
طلوع احوال و اوقات را گويند ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 564 ) .
مراد از صبح وحدت است ( لاهيجى ، شرح گلشن راز ، ص 491 ) .
قافلهء شب چه شنيدى ز صُبح * مرغ سليمان چه خبر از سبا ؟
( سعدى )
اى صبح مرا حديث آن مَه كن * وى باد مرا ز زلفش آگه كن
( خاقانى )
از دم صبح ازل تا آخر شام ابد * دوستى و مهر بر يك عهد و يك ميثاق بود
( حافظ )
صبح اميد كه بُد معتكف پردهء غيب * گو برون آى كه كار شب تار آخر شد
( حافظ )