عالم همه پردهء مصوّر * اشيا همه نقشهاى پرده
( عراقى )
( [ 16 ] ) . كنايه از عشق به ذات حق است كه تكيهگاه سالك است . عشق عصاى موسى است و دنيا ساحر است و همه روزه در سحر است ( نسفى ، انسان كامل ، ص 279 ؛ شيخ روزبهان بقلى شيرازى ، شرح شطحيّات ، ص 217 ) .
دلق و عصا را بسوز كاين نه نكومذهبى است * از پى ديدار حق دلق و عصا ساختن
( عطار )
( [ 17 ] ) . آنچه نمونهاى براى چيزى قرار داده شود تا با آن مقايسه گردد و برابر شود ( لغتنامهء دهخدا ، ذيل واژهء عيار ) .
از طعنهء رقيب نگردد عيار كم * چون زر اگر برند مرا در دهان گاز
( حافظ )
در خلوص منت ار هست شكى تجربه كن * كس عيار از زر خالص نشناسد چو محك
( حافظ )
عيار گفتوگوى او نمىدانم همين دانم * كه در فرياد آرد بوسه را لبهاى خاموشش
( صائب )
( [ 18 ] ) . رازدان حق ( دارابى ، لطيفهء غيبى ، 4 ضميمه ) .
كسى است كه خدا ذات و صفات و اسما و افعالش را به او نشان داده است . پس معرفت حالتى است كه از شهود به دست مىآيد ( كاشانى ، اصطلاحات الصوفية ، ص 224 ) .
عارف عبارت از سالك است كه از مقام تقيّد به مقام اطلاق سير نموده و " معروف " حق مطلق است كه مبدأ و معاد همه است . و عارف كسى بود كه حضرت الهى او را به مرتبهء شهود ذات و اسما و صفات خود رسانيده باشد و اين مقام به طريق حال و مكاشفه بر او ظاهر گشته باشد ؛ نه به طريق مجرّد علم و " معرفت " حال آن عارف است . جماعتى كه من عند اللّه به عنايت ازليّه مخصوص شدهاند و توفيق هدايت الهى ايشان را از حضيض مقام استدلال از اثر به مؤثّر به اوج مراتب شهود مؤثّر در اثر رسانيده و در تجلّى احديّت ذات فانى گشته ، بعد از بقا و شعور به ديدهء حقبين مشاهده نمودهاند كه ذات واحد مطلق است كه از عالم غيب هويّت به مراتب اسما و صفات و آثار تنزّل نموده و