به مِنى و عرفاتم ز خدا درخواهيد * كه هم از كعبهپرستان خداييد همه
( خاقانى )
( [ 20 ] ) . نهايت خوارى و خشوع عامّهء مردم است مر خداى را ( كاشانى ، اصطلاحات الصوفية ، 225 ) .
عملى كه مكلّف بر خلاف هواى نفس و براى بزرگداشت پروردگارش انجام دهد ( جرجانى ، تعريفات ، ص 109 ) .
اجتهاد سالك ( دارابى ، لطيفهء غيبى ، 4 ضميمه ؛ عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 565 ) .
بندگى كردن به سعى تمام و به رضا و اختيار خود ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 140 ) .
در نزد عارفان عبادت را سه مرحله است : عامهء مؤمنان ، خدا را به اميد ثواب آخرت و خوف از عقاب عبادت مىكنند . و بعضى خدا را از آن جهت كه شرف عبوديّت يابند و خدا آنها را بندهء خود خواند ، عبادت مىكنند . بعضى ديگر خدا را عبادت كنند از جهت هيبت و جلال او و محبّت به دو كه مرتبهء اعلاى عبوديّت است ( تهانوى ، كشّاف ، ص 947 ) .
عبادت به جز خدمت خلق نيست * به تسبيح و سجّاده و دلق نيست
( سعدى )
نان از براى كنج عبادت گرفتهاند * صاحبدلان نه كنج عبادت براى نان
( سعدى )
( [ 21 ] ) . يعنى بنده بودن . دادن مال براى صدقه و زكات عبادت است ، و رضا دادن بنده به گرفتن مال به ظلم و عدوان ، عبوديّت است . و عبوديّت را درجه بسيار است . پس عبوديّت ، رضا به قضا دادن و به حكم الهى تسليم شدن را گويند ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 140 ) .
عبوديّت براى خاصّه كسانى هستند كه در راه سلوك نفسشان به نيّت درست گواهى دادهاند . عبوديّت خاصّة الخاصّه آنانى هستند كه درحالىكه مشغول در عبوديّت مىباشند ، نفوسشان به حق گواهى داده است و آنان او را در مقام احديّت جمع و فرق عبادت مىكنند ( كاشانى ، اصطلاحات الصوفية ، ص 225 ) .