حرف السين
دندان گُهرمثال يارم " سين " است * زان سين كه ازو بسمله را تزيين است
شد سى و دو دندان تو تسبيح ملك * زآنروى ندا به نام تو ياسين است
نكته : سين كنايت از مراتب جامعه و حقيقت محمّديه است و لهذا در كلام مجيد خطاب به " ياسين " [ 1 ] يافت و در [ حديث نبوى ] [ 2 ] مذكور است كه " انّ لكلّ شىء قلبا و قلب القرآن يس " [ 3 ] . چرا كه قلب ، منبع روح است كه موجب قوام بدن باشد و حقيقت محمّدى به منزلهء روح عالم است كه " لولاك لما خلقت الافلاك " [ 4 ] از آن معنى اشعار است .
هرآينه يس قلب بايد بود ، از آنكه حامل سرّ سريان آن حقيقت جامعه است كه در اعيان حروف و كلمات سور قرآنى و تنزيل آسمانى وديعه نهاده شده و مجمل آن معنى در سين
" سَلامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ "
[ 5 ] مندرج است .
[ سالك [ 6 ] : آن را گويند كه سير مقامات كند بحاله لا بعمله و تصوّره ، و عين و علم او عين حال او شود ؛ و از شبهات مضلّه خلاص شده را گويند ] .
سيمرغ [ 7 ] : حضرت رب الارباب و مسبّب الاسباب را به اين نام مخصوص دارند .
نظم :
پيش سيمرغ آن كسى اكسير ساخت * كو زبان جمله مرغان را شناخت [ 8 ]
سجّاده [ 9 ] : مقام « 1 » توجّه نفس و دل را گويند كه در طور نفسى و قلبى از اعمال صالحه و اخلاق مرضيّه ، مقرّر « 2 » گشته باشد . لمؤلفه « 3 » :
هامش
( 1 ) . د : " مقام " را ندارد .
( 2 ) . ب : مقرر و معين
( 3 ) . ب : بيت لمؤلفه