تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
چو غوغا كند در دلم نامرادى * من اندر حصار رضا مىگريزم
( خاقانى ) ( [ 14 ] ) . نشو ، ترقّى را گويند . نما ، عزّت يافتن را گويند از پرورش ربوبيّت ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 567 ) . پرورش يافتن و ربوبيّت محبوب مر محب را گويند ؛ چه ، معنى نما و نموّ در لغت افزايش كردن و رهيدن و بلند شدن و باليدن و برآمدن گياه از زمين است ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 188 ) .
بانگ صورش نشئت تن‌ها بود * نفخ تو نشو دل يكتا بود
( مولوى ) ( [ 15 ] ) . حضور حضرت ( دارابى ، لطيفهء غيبى ، 13 ضميمه ) . مطاوعت را گويند ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 565 ) . عبارت از توجّه دل است به حضرت حق ( كاشانى ، اصطلاحات الصوفية ، ضميمهء 369 ) . مطاوعت و متابعت و خدمت و بندگى و سجدهء زاهدان را گويند ، اما نماز عارفان نفى وجود است ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 188 ) . بدان كه نماز ستون و بنياد دين و پيشرو عبادت است . ظاهر نماز كالبد است . وى را حقيقتى و سرى است كه آن ، روح نماز است . اصل و روح آن ، خشوع و حاضر بودن دل است ( غزّالى ، كيمياى سعادت ، ص 147 ) . هيئت نماز چهار است و حكمت آن اين است كه جملهء موجودات را شكلند . بعضى بر هيئت قائمانند و بعضى بر هيئت راكعانند و برخى بر هيئت ساجدانند و برخى بر هيئت قاعدانند و همه تسبيح حق گويند ( انصارى ، كشف الاسرار ، ج 2 ، ص 672 ) .
در نمازم خم ابروى تو در ياد آمد * حالتى رفت كه محراب به فرياد آمد
( حافظ )
نماز شام غريبان چو گريه آغازم * به مويه‌هاى غريبانه قصّه پردازم
( حافظ )
پيش نماز بگذرد سرو روان و گويدم * قبلهء اهل دل منم سهو نماز مىكنى
( سعدى )