پيغام محبوب را گويند ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 568 ) .
پيغام محب مر محبوب را گويند ؛ و ناى در پارسى معنى بسيار دارد ، اما آنچه اينجا مناسب است به معنى نايى است كه مىنوازند كه آگاهنده و مسروركنندهء مستمعان است ؛ و نيز ناى نام قلعهاى است كه مسعود سعد سلمان در آن محبوس بود ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 186 ) .
نى درد مانَد نى دوا نى خصم مانَد نى گوا * نى ناى مانَد نى نوا نى چنگ زير و بم زند
( عطار )
آتش است اين بانگ ناى و نيست باد * هركه اين آتش ندارد نيست باد
( مولوى )
چو ناى بر دل من تنگ شد فضاى جهان * رسد به عرش نفيرم ز تنگناى جهان
( جامى )
به كام تا نرساند مرا لبش چون ناى * نصيحت همه عالم به گوش من باد است
( حافظ )
( [ 11 ] ) . مولوى
( [ 12 ] ) . گريه و راز و مناجات حين محبّت را گويند ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 186 ) .
مناجات را گويند ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 574 ) .
دوش كان شمع نيكوان برخاست * ناله از پير و از جوان برخاست
( عطار )
دوستان چند كنم ناله ز بيمارى دل * كس گرفتار مبادا به گرفتارى دل
( جامى )
بگفتش لاف عشق و ناله بىجاست * بگفتا درد هجران نالهء ماست
( وحشى )
( [ 13 ] ) . نااميدى ، يأس ، حرمان ، ناكامى ، ناخشنودى ، هر چيز نادلپسند و ناخوشايند ( لغتنامهء دهخدا ، ذيل اصطلاح نامرادى ) .
اگر مراد تو اى دوست نامرادى ماست * مراد خويش دگرباره مىنخواهم خواست
( سعدى )