تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
نفس ، لطيفهء مودعه‌اى است در قالب كه محلّ اخلاق مذمومه است ، همان‌طور كه روح محل اخلاق محموده است ( قشيرى ، رسالهء قشيريه ، ص 44 ) . ذات سالك ظاهرا و باطنا ( دارابى ، لطيفهء غيبى ، 13 ضميمه ) .
با نفس خسيس در نبردم چه كنم ؟ * وز كردهء خويشتن به دردم چه كنم ؟
( عراقى )
حيف بود مردن بىعاشقى * تا نفسى دارى و نفسى بكوش
( سعدى )
نفس اژدرهاست او كى مرده است ؟ * از غم بىآلتى افسرده است
( مولوى ) ( [ 8 ] ) . توشه ؛ هر چيزى است كه حق به اهل قرب از خلعت‌هاى رضايت مىبخشد و گاهى بر خلعتى اطلاق مىشود كه مىپوشاند او را خداوند بر كسى و به تحقيق اختصاص مىيابد به افراد ( كاشانى ، اصطلاحات الصوفية ، ص 207 ) .
بر آستان ميكده خون مىخورم مدام * روزىِّ ما ز خوان قدر اين نواله بود
( حافظ )
نُه طَبَقِ سپهر و آن قرصهء ماه و خور كه هست * بر لب خوان حشمتت سهل‌ترين نواله بود
( حافظ )
گرت چو سعدى از اين در نواله‌اى بخشند * برو كه خود نكنى ياد پارسايى باز
( سعدى ) ( [ 9 ] ) . علم شريعت و فهم حقيقت و متابعت حضرت رسالت - صلى اللّه عليه و آله و سلّم - را گويند ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 186 ) .
آواز چنگ و مطرب خوش‌نغمه گو مباش * ما را حديث دلبر خوش‌خوى خوش‌تر است
( سعدى )
تو نيز باده به چنگ آر و راه صحرا گير * كه مُرغ نغمه‌سرا ساز خوش‌نوا آورد
( حافظ )
مرغ زيرك نشود در چمنش نغمه‌سراى * هر بهارى كه به دنبال خزانى دارد
( حافظ ) ( [ 10 ] ) . پيغام محبوب و وجود ( دارابى ، لطيفهء غيبى ، 13 ضميمه ) .
اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 242 | مؤلف مجهول / مرضيه سليمانى