و تاريك مىگرداند ، نور تجلّى ذاتى ديدهء عقل را تاريك مىسازد و در هنگام ظهور نور ذات ، نور عقل در ظلمتآباد عدم متوارى مىشود . نور عقل در تاب نور الانور خيره و تاريك مىگردد ( لاهيجى ، شرح گلشن راز ، ص 83 ) .
نور نزد صوفيان به اعتبار ظهور حق فى نفسه وجود حق است ( سهروردى ، حكمت الاشراق ، صص 198 - 200 ) .
نامى از نامهاى خداى تعالى ، يكى از نامهاى قرآن ، سورهء بيست و چهارم قرآن ، نام آيهاى از قرآن ، نام رسول است در فرقان ، لقب مسيح است نزد ترسايان ( لغتنامهء دهخدا ، ذيل واژهء نور الانوار ) .
از دلم عشق تو اندوه جهان بردارد * نور حق چون برسد ظلمت باطل برود
( سعدى )
( [ 5 ] ) . آسوده كردن قلوب است به لطائف غيوب و نهانها و آن ، دربارهء عاشق ، انس و الفت عاشق به معشوق است ( كاشانى ، اصطلاحات الصوفية ، ص 196 ) .
حيات ، رمق ، دعا ، هو ، همّت ، ارادت درويشى ، گفته ، مصاحبت ، نكهت و بوى ، نغمه ، لحظه ( لغتنامهء دهخدا ، ذيل واژهء نفس ) .
شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر * كاين سر پرهوس شود خاكِ در سراى تو
( حافظ )
نفس باد صبا مشكفشان خواهد شد * عالم پير دگرباره جوان خواهد شد
( حافظ )
( [ 6 ] ) . فراخى و گشايش كار و دم مهربان را گويند . بدانكه مراد از نفس رحمان نمايش نيستى امكان است كه در احاطهء وجوب وجود آمده ، از آن حقيقت هستى ظاهر شده است كه كنايت از فيض شامل رحمانى است كه عبارت از نفخ روح و احيا است به مقتضاى خالق و محيى و لطيف و باسط ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 187 ) .
نفس رحمانى وجود اضافى وحدانى است كه با حقيقت متكثّرهاش به صور معانى كه عبارتند از اعيان و احوال آنها در حضرت واحديّت تحقّق مىيابد . نفس رحمانى تشبيه شده است به نفس انسانى كه خود به نفسه ساده است و از لحاظ صور حروف ، مختلف مىباشد ؛ و از نظر غايت عبارت است از آسوده كردهء اسمايى كه تحت دامنهء نام رحمان قرار دارند از رنج آن ، و آن ، پنهان شدن اشيا در آنها و وجود آن بالقوّه مانند آسوده كردن