فداى پيرهن چاك ماهرويان باد * هزار جامهء تقوى و خرقهء پرهيز
( حافظ )
سر كوى ماهرويان همه روز فتنه باشد * ز معربدان و مستان و معاشران و رندان
( سعدى )
( [ 41 ] ) . قسمتى از آيهء 76 سورهء انعام كه كامل آن چنين است :
" فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ " ؛
پس چون شب بر او پرده افكند ، ستارهاى ديد ؛ گفت : " اين پروردگار من است . " و آنگاه چون غروب كرد ، گفت : " غروبكنندگان را دوست نمىدارم . "
( [ 42 ] ) . مو اشارت به ظهور و تجلّى است ؛ يعنى در تحت هر تجلّى از تجليّات نامتناهى وجه الهى بنا بر اشتمال او بر تمامت تجليّات ، هزاران بحر علم و معرفت و اسرار از عالم راز و غيب نهفته و مخفى است ( لاهيجى ، شرح گلشن راز ، ص 498 ) .
ظاهر هويّت را گويند ؛ يعنى وجود را كه همه كس را بر معرفت وجود او علم حاصل است و بدان راه است ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 559 ) .
مراد از ظاهر هويّت است كه اين مراتب فضل جماليّه است و نيز مراد از موى ، وحدت است كه مثل موى باريك است و به دقت تمام به نظر درمىآيد ؛ و ظاهر هويّت وجودى را گويند كه باوردارنده و تصديقكنندهء احكام الهى بوند و رقم ايمان شهودى بر صفحهء جان كشيده باشند ؛ و باريكبينان ، كمر باريك را به موى نسبت كردهاند ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، صص 6 ، 176 ، 276 ) .
خيال روى تو در هر طريق همره ماست * نسيم موى تو پيوند جان آگه ماست
( حافظ )
در بن هر موى صد بت بيش مىبينم عيان * در ميان اين همه بت عزم ايمان چون كنم
( عطار )
( [ 43 ] ) . نظر سالك را گويند بر قطع حجب از خودى و غيره ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 572 ) .
نظر سالك را گويند بر قطع حجب از خودى خود و غير ما سوى اللّه و آن اشاره بر مرتبهء وحدت است كه جامع احديّت و واحديّت است ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 176 ) .