تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
مرحبا مرحبا محبّت دوست * كز درون آمدى نه از ره پوست
( عراقى )
صنعت مكن كه هركه محبّت نه راست باخت * عشقش به روى دل در محنت فراز كرد
( حافظ )
جز عنايت كى گشايد چشم را * جز محبّت كى نشاند خشم را
( مولوى )
محبّت با كسى دارم كزو با خود نمىآيم * چو بلبل كز نشاط گل فراغ از آشيان دارد
( سعدى ) ( [ 16 ] ) . نوازش ، شفقت ، عطوفت ، محبّت و گرمى نمودن ( لغتنامهء دهخدا ، ذيل واژهء مهربانى ) .
چه خوش بىمهربانى هر دو سر بى * كه يك سر مهربانى دردسر بى
( بابا طاهر )
كينه بگذار و مهربانى كن * كه عراقى نه در خور كين است
( عراقى ) ( [ 17 ] ) .
هركه را جام مى به دست افتاد * رند و قلّاش و مىپرست افتاد
( عراقى )
در صومعه‌ها چو مىنگنجد * دردىكش و مىپرست و قلّاش
( عراقى ) ( [ 18 ] ) . شبسترى ( [ 19 ] ) . محل تفكّر و تعقّل ، معنى ، مفهوم ، ما حصل ، مادّهء اصلى و جوهر هر چيز ، درون ، باطن ( لغتنامهء دهخدا ، ذيل واژهء مغز ) . كنايه از حقيقت است ، در مقابل قشر كه شريعت است ( سجّادى ، فرهنگ اصطلاحات عرفانى ، ص 734 ) .
در تن خويش از براى قوت او * مغزى از هر استخوانى مىكنم
( خاقانى )
شريعت پوست مغز آمد حقيقت * ميان اين و آن باشد طريقت
( شبسترى )