تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
سطور و نشان‌ها و آگاهىها و اشارت‌هاى محبوبى را گويند مر محب را به طريق لطف و احسان ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 165 ) . بطون كلام را گويند ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 570 ) .
ز چشم او همه دل‌ها جگرخوار * لب لعلش شفاى جان بيمار ز چشمش خاست بيمارى و مستى * ز لعلش گشت پيدا عين هستى
( شبسترى )
اين لطائف كز لب لعل تو من گفتم كه گفت * وين تطاول كز سر زلف تو من ديدم كه ديد
( حافظ )
جگرم سوخت كه از لعل لبش * شكرى مىندهد بىجگرى
( عطار )
لب لعل او نمايد به مراد مر لب او * رخ خوب او نبيند به جز از دو چشم شنگش
( عراقى ) ( [ 10 ] ) . عالم ذات و حقيقت وحدت ساريه در جمع اشيا را گويند و تسميهء ذات و حقيقت به لاهوت به واسطهء آن است كه از ديدهء اغيار محجوب و مستور است يا آنكه محتجب و مستتر در صورت مظاهر است ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 164 ؛ لاهيجى ، شرح گلشن راز ، صص 114 و 566 ) . حياتى است كه در اشيا جريان دارد ( كاشانى ، اصطلاحات الصوفية ، ص 149 ) . در نزد عارفان اشاره به حيات سارى در ممكنات است كه ناسوت محل آن است ، بر اين اساس كه عالم لاهوت حاكم بر عالم ملكوت و با واسطه حاكم بر ناسوت است و فيض از لاهوت به ناسوت مىرسد ( تهانوى ، كشّاف ، ص 1312 ) . لاهوتيّت تجلّى كند به صرف قدم ، هرچ حدوثيّت باشد ، درو محترق شود ، چنانك پروانهء نور قدم و سيد اهل قدم - صلوات اللّه و سلامه عليه و آله - درين معنى اشارت كند كه " حجابه النور ، لو كشفه لا حرقت سبحات وجهه ما انتهى اليه بصره من خلقه " ( شيخ روزبهان بقلى شيرازى ، شرح شطحيات ، ص 416 ) . ( [ 11 ] ) . نتيجهء معارف كه به مشاهده كشد ( دارابى ، لطيفهء غيبى ، 12 ضميمه ) . نتيجهء معارف را گويند كه مشاهده كنند ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 567 ) . در ظاهر ، اسم گل است و در معانى باطن ، نتيجهء معارف را گويند ؛ و روى را گويند ،
اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 209 | مؤلف مجهول / مرضيه سليمانى