گرچه قرآن از لب پيغمبر است * هركه گويد حق نگفت او كافر است [ 6 ]
لب شيرين [ 7 ] : كلام بىواسطه را گويند به شرط ادراك ، چون حديث قدسى و واردات غيبى . بيت :
حكايت لب شيرين كلام فرهاد است * شكنج طرّهء ليلى مقام مجنون است [ 8 ]
لب لعل [ 9 ] : كلامى را گويند كه محتوى بود بر ذكر دقايق حسن و جمال ، و نازكىها و صفاى احوال . بيت :
ملاحتى است لب لعل آبدارش را * كه در حديث نيايد چو در حديث آيد
لاهوت [ 10 ] : ذات احديّت را گويند به اعتبار اسقاط جميع نسب هويّت و رتبت غيريّت .
لاله [ 11 ] : نتيجهء معارف الهيّه را گويند كه از اعمال پسنديده پديد آمده باشد و به شهود منجر گشته باشد .
لابه كردن [ 12 ] : مقهوريّت سالك را گويند در تحت حكم سلطنت و قهرمان عشق .
بيت :
به لابه گفت شبى مير مجلس تو شوم * شدم به مجلس خويشش كمين غلام و نشد