عهد عبوديّت اين است كه هر نقصى را كه در تو است ، به تو ارتباط دارد و كمالى را براى غير خداى خود نبينى ( كاشانى ، اصطلاحات الصوفية ، ص 117 ) .
وفا كنيم و ملامت كشيم و خوش باشيم * كه در طريقت ما كافرى است رنجيدن
( حافظ )
زان چنين مانديم اندر ششدر هجرت كه ما * بر بساط راستى نرد وفا كژ باختيم
( عراقى )
( [ 12 ] ) . قسمتى از آيهء 40 سورهء بقره كه كامل آن بدين شكل است :
" يا بَنِي إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَ إِيَّايَ فَارْهَبُونِ " ؛
اى فرزندان اسرائيل ، نعمتهايم را كه بر شما ارزانى داشتم ، به ياد آريد و به پيمانم وفا كنيد تا به پيمانتان وفا كنم ، و تنها از من بترسيد .
( [ 13 ] ) . مولوى
( [ 14 ] ) . هر چيزى است از معانى كه بدون اينكه بنده زحمتى بكشد ، بر قلب وارد مىشود ( كاشانى ، اصطلاحات الصوفية ، ص 103 ) .
معانى غيبى كه بدون تعمّد از جانب بنده بر قلب انسان وارد شود ( جرجانى ، تعريفات ، ص 186 ) .
خواطر محموده كه بدون تعمّد عبد وارد شود بر قلوب ، و آن سخنى است كه بنده مىفهمد بدون صوت . وارد گاهى از جانب حق است و گاه از علم و گاه وارد " سرور " و گاه وارد " هم " و گاه " قبض " است و گاه " بسط " ( قشيرى ، رسالهء قشيريه ، ص 44 ) .
آن معانى كه بىكسب بر دل بنده وارد مىشود ( تهانوى ، كشّاف ، ص 147 ) .
وارد عبارت از حلول معانى و خواطر پسنديده بدون تفكر و تأمّل بر دل است . و گاهى نيز بر مطلق واردات اطلاق مىشود ( شيخ روزبهان بقلى شيرازى ، شرح شطحيات ، ص 549 ) .
از تو روحانىترم در پيش دل * نگذرد شبهاى خلوت واردى
( سعدى )
گشايد درى بر دل از واردات * فشاند سر دست بر كائنات
( سعدى )
( [ 15 ] ) . تمام آرزو و دوستى يافتن حق تعالى را گويند ، از آن جهت كه مستحقّ دوستى