از مستقبل . پس همهء خلق را بدان دست نرسد و نداند كه سابقت بر چه وقت و عاقبت بر چه خواهد بود . صاحبان وقت را اندر وقت با حق خوش است كه اگر به فردا مشغول گردند يا انديشهء دى بر دل گذرانند ، از حق محجوب شوند و حجاب ، پراكندگى باشد .
پس هرچه دست بدان نرسد ، انديشهء آن محال باشد ( هجويرى ، كشف المحجوب ، ص 480 ؛ سلمى ، طبقات ، ص 243 ) .
حاضر وقت خويشتن مىباش و از ماضى و مستقبل درگذر و دم را غنيمت دان و در حال خود گم شو ( شاه نعمت اللّه ولى ، اصطلاحات ، ص 15 ) .
( [ 21 ] ) . وقت شمشيرى است برّنده . در كتاب مصباح الهدايهء عز الدين كاشانى ، صفحهء 139 چنين آمده است : " وقت را سيف گويند كه مانند سيف داراى دو صفت است كه عبارتند از " لين " و " حدّت " . هركه با او نرمى كند ، بر وفق و مدارا آن را ببساود و صفت لين دريابد و هركه با او درشتى نمايد از حدّت زخم خورد . "
( [ 22 ] ) . مولوى
اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 154
مساهمون: مؤلف مجهول
ص١٥٤