تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
( [ 17 ] ) . شبسترى . ( [ 18 ] ) . ستر كردن احوال و كمالات و علوّ مرتبهء سالك را گويند ، چه او خود داند و چه مردم او را دانند كه ولى است ، و ليكن خود نداند و چه خود ولايت خود داند ، ليكن او را ندانند و اين هر دو قدم از يك جنس است ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 569 ؛ ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 94 ) . چشم نرگس ستر مراتب عاليّه بود كه اهل كمان آن را پنهان دارند و جز خداى را اطّلاع نباشد ( تهانوى ، كشّاف ، ص 1556 ) .
بُتا تا چشم نرگس برگشادى * همه آفاق پرشور و شعف بود
( عطار ) ( [ 19 ] ) . حافظ ( [ 20 ] ) . ستر كردن احوال و كمالات و علوّ مرتبهء سالك را گويند از خودى سالك و غير او ، او را جز خداى تعالى كس نداند و اين كمال مستورى است ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 569 ؛ پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 94 ) .
از چشم او مپرس كه تركى است جنگجو * از زلف او مگوى كه هندوى كافر است
( مغربى )
دلا از چشم سرمستش حذر كن * كه هم ترك است و هم سرمست و خونى
( مغربى ) ( [ 21 ] ) . جذبات الهى است ( سجّادى ، فرهنگ اصطلاحات عرفانى ، ص 303 ) .
مدامم مست مىدارد نسيم جعد گيسويت * خرابم مىكند هردم فريب چشم جادويت
( حافظ )
چشم جادوى تو خود عين سواد سحر است * ليكن اين هست كه اين نسخه سقيم افتاده است
( حافظ )
به يك كرشمه كه نرگس به خودفروشى كرد * فريب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت
( حافظ )
سر فتنه دارد دگر روزگار * من و مستى و فتنهء چشم يار
( حافظ )
فرياد از آن دو چشمك جادوى دل‌فريب * فرياد از آن دو كافر غازى با نهيب
( سنايى )