تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
( [ 49 ] ) . تواجد را گويند ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 569 ) . تواجد پيام و پيغام الهام كه حجاب در رفيق باشد ( دارابى ، لطيفهء غيبى ، 7 ضميمه ) . تواجد احوال را گويند كه رقص و رقّاصى و فرياد و فغان اشارت بدوست ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 80 ) .
يكى پايكوب و دگر چنگ‌زن * سه ديگر خوش‌آواز انده‌شكن
( فردوسى )
تو را شايد آن گل‌رخ سيم‌تن * كه هم پايكوب است و هم چنگ‌زن
( اسدى ) ( [ 50 ] ) . مقام تكليف را گويند ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 575 ) . مقام تكليف باشد ( دارابى ، لطيفهء غيبى ، 8 ضميمه ) . در اصطلاح ، عبوديّت ، خروج از اختيار است از جهت موافقت امر و ارادهء حق تعالى و نهايت عبوديّت ، حريّت است و عبوديّت براى خاصّه ، كسانى هستند كه در راه سلوك نفسشان به نيّت درست گواهى داده‌اند . عبوديّت خاصة الخاصة آنانى هستند كه در حالى كه مشغول در عبوديّت مىباشند ، نفوسشان به حق گواهى داده است و آنان او را در مقام احديّت جمع و فرق عبادت مىكنند و در اين مقام ، عبادت ، فانى و عبوديّت ، باقى است ؛ چرا كه عبوديّت عبارت از بقاى در مقام احديّت جمع و فرق است ( كاشانى ، اصطلاحات الصوفية ، ص 225 ) . وفاى به پيمان‌ها ، حفظ حدود و خشنودى به آنچه هست و صبر بر آنچه از دست رفته ( جرجانى ، تعريفات ، ص 109 ) . مقام تكليف را گويند و رضا به قضا دادن ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 77 ) .
بندهء پير خراباتم كه لطفش دايم است * ورنه لطف شيخ و زاهد گاه هست و گاه نيست
( حافظ )
بندهء پير مغانم كه ز جهلم برهاند * پير ما هرچه كند عين عنايت باشد
( حافظ )
سال‌ها بندگى مذهب رندان كردم * تا به فتواى خرد حرص به زندان كردم
( حافظ ) ( [ 51 ] ) . حافظ . ( [ 52 ] ) . نزد صوفيه نصرت الهى است كه ضرورى كافّهء موجودات است و هيچ اسم