تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
باغ از خط خوب لب شيرينش خجل شد * كاو هيچ بنفشه شكرآلود ندارد
بيدارى [ 31 ] : عالم صحو را گويند جهت تكميل نواقص . لمؤلفه :
ز حد شد نالهء شب‌ها و بيدارى خوش آن روزى * كه در كويت كنم خواب اجل در پاى ديوارى
بحر [ 32 ] : وجود مطلق را و هستى حق را گويند . بيت :
در چنين بحرى كه بحر اعظم است * عالمى ذرّه است و « 1 » ذرّه عالم است
بيرون [ 33 ] : عالم ملك و شهادت را گويند . بيت :
بيرون دويد يار ز خلوتگه شهود * خود را به شكل جمله جهان هم به خود نمود
بوستان [ 34 ] : مقام دل‌گشادگى عارف را گويند ، اعم از آنكه به مرتبه‌اى « 2 » و مقامى مخصوص باشد . بيت :
دوستان در بوستان چون « 3 » عزم مى خوردن كنيد * اول از ياران دورافتاده ياد من كنيد
بدل كردن [ 35 ] : عدول عارف را گويند از مقامى به مقامى اعم از آنكه جهت ترقّى نفس خود باشد يا جهت ترقّى ديگران و لهذا " بدلاء " [ 36 ] را " ابدال " گويند كه هميشه ابدال حالى به حالى كنند و توجه باطن ايشان به اصلاح احوال خلق و جذب نفوس موجب تبدلات اطوار ايشان گردد و لهذا در خبر است از حضرت سيّد البشر ، صلوات اللّه و سلام عليه : " انّ بدلاء امّتى لا يدخلون الجنّة بصومهم و لا صلاتهم و لكن بسلامة الصدر و سخاء النفس و نصيحة المسلمين " [ 37 ] . چون تبدّل احوال سالك جهت تكميل نفس باشد ، در سلك اهل تبدل و تلوين باشد كه به مشرب ابدال اين مناسب است
: " فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ "
[ 38 ] . بيت :
از مقامات تبدّل تا فنا * پايه پايه تا به درگاه خدا
[ 39 ] بامداد [ 40 ] : مقام گردش احوال را گويند كه موجب ترقّى سالك باشد از مرتبهء ظلمت سفل به نور علويّات . بيت :
بامدادان كه تفاوت نكند ليل و نهار * خوش بود دامن صحرا و تماشاى بهار [ 41 ]
پرده [ 42 ] : موانعى را گويند كه ميان عاشق و معشوق باشد و از لوازم طريق بود نه از جانب محب يا محبوب . بيت :
اعيان و قوى جمله ظهورات الهى است « 4 » * آن پردهء تقليد كه شد كهنه دريده است
هامش
( 1 ) . ب : " و " ندارد . ( 2 ) . ب : مرتبه ( 3 ) . ب : چو ( 4 ) . ب : " است " ندارد .