تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
پس هركه از اين مدخل ، آهنگ تقرّب به مقام انس نمايد ، بايد كه از جميع حجب و موانع « 1 » خارجى گذر كند . هرآينه اول از " باب الابواب " ، بنياد در حريم قرب « 2 » و عبور بر مراتب حاجبان ، مؤانست بايد كرد . بر اين تقرير ، توبه رجوع از ما سوى اللّه باشد و عروج بر معارج قرب لى مع اللّه و اين مراجعت « 3 » ، متفاوت المراتب است ؛ چرا كه ذنوب و معاصى هم متفاوت است و به حدى رسد كه وجود سالك هم حجاب راه باشد و « 4 » به مثابه جرم و گناه . توبه از آن هم بايد نمود كه : " وجودك ذنب لا يقاس به ذنب " [ 7 ] ؛ چرا كه هر چيزى « 5 » كه حجاب طالب است از لواحق وجود اوست .
اين چه رسم است كه بر روى نقاب اندازى * چهره بگشاى و بر اندازه ره رسم و نقاب
باده [ 8 ] : عشقى را گويند كه هنوز اشتداد نيافته باشد و اين مرتبهء محبّت مبتديان است . بيت :
صوفى ار باده به اندازه خورد نوشش باد * ورنه انديشهء اين كار فراموشش باد [ 9 ]
بادهء صافى [ 10 ] : عشقى باشد خالص از شوائب نقصان و فارغ از لذّت وصل و آلام بعد و حرمان ؛ چه اين هر دو حال ، مشعر از بقاى حجاب هستى عاشق است كه مستدعى ادراك و ملاحظهء لذّت و الم گشته و تفرقه ميان اوقات مهاجرت و مواصلت نموده است . بيت :
وصال اهل هوس جويند عاشق را بس اين دولت * كه او در كوى تو بدنام و « 6 » جمعى بدگمان گردد
و اين مرتبهء عشق ، طالب راغب را در طور سرّى و روحى دست دهد و صفاى باده به حسب مشارب باشد . بيت :
اندوه دلم چو جام رنگين ببرد * اين بادهء صاف هم دل و دين ببرد آزاده شوم به جامى از هستى خويش * و اندوه جهان ز جان غمگين ببرد
پياله [ 11 ] : عشقى را گويند كه اقوى از ميل اول و مرتبهء رقّت باشد و در طور « 7 » قلبى ناشى شود . بيت :
شرابى خور كه جامش روى يار است * پياله چشم مست باده‌خوار است
و گاهى پياله گويند و تجلّى آثارى خواهند چنانچه ، مصرع :
هامش
( 1 ) . ب : موانعى ( 2 ) . ب : قربت ( 3 ) . ب : مواجفت ( 4 ) . د : " و " را ندارد . ( 5 ) . ب : " چيزى " را ندارد . ( 6 ) . ب : " و " ندارد . ( 7 ) . ب : رقّت باده باشد در طور .