وجود جزئى خود طاعت معبود به موجب اطاعت اقتضاء كلّيت من مىكنند طوعا ، و اين است مراد فأجابونى ، و تصرّف من در ايشان و فرمانبردارى ايشان حكم مرا در قضيهء ردّ شمس « 1 » از مغرب بجاى « 2 » وقت عصر ظاهر است و اينست اجابت دعوت در تصرّف و امر كردن او - عليه السّلام - و امتثال آسمانها « 3 » امرا على القدر « 4 » آن جناب را و مخفى نماند كه چون بعضى عقول كه از عقال اعتقاد بقواعد فلسفه خلاص نشدهاند در رمد « 5 » طبيعت از ديدهء بصيرت ايشان بكحل الجواهر ايمان به مفادّ قرآن زائل نشده قضاياى مذكوره در شرع را كه قواعد ناقصهء ايشان مخالف آنست تأويل بر طبق معتقد خود مىكنند و ضعفاى امّت به شومى آشنائى ايشان خلل را در ايمان تقليدى خود راه داده و « 6 » مىدهند واجب است كه به جهت ثبات اين ضعفا چند كلمه صورت تحرير يابد .
بدان - ثبّتك اللّه « 7 » و ايّانا - كه دو امر ضروريست كه ايمان خويش را به آن مستحكم دارند « 8 » يكى آنكه آيه كريمه
وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
« 9 » را به عموم خود اعتقاد كند و يقين دانند كه محال و ممتنع نزد خداى تعالى نمىباشد « 10 » . و اينكه عقل بعضى از « 11 » امور را حكم بر « 12 » امتناع مىكند از جهل است و لازم نيست كه هرچه نزد عقل ممتنع باشد آن چيز نزد خدا ممتنع باشد زيرا كه عقل يكى از مخلوقاتست و فعل خداى تعالى منزّه و مقدّس از تقييد « 13 » به قوانين و قواعد اين عقل ضعيف « 14 » حادث است بلكه خداى تعالى از روى قدرت فعّال لما « 15 » يشاء است نه آنكه مقيّد داشته فعل خود را به قواعد بنده ضعيف خود چه ايجاد عقل [ وقتى شده كه از عقل و
هامش
( 1 ) - د : در .
( 2 ) - ر ض : بجاى عصر .
( 3 ) - د : آسمانها اعلى .
( 4 ) - ر ض : امر اعلى القدر را آن جناب بر او مخفى نماند .
( 5 ) - ر ض : مدّ .
( 6 ) - ر ض : راه مىدهند .
( 7 ) - د : ايّدك اللّه تعالى و ايّانا .
( 8 ) - ر ض : دارند .
( 9 ) - آل عمران / 29 .
( 10 ) - ر ض : خدا نمىباشد .
( 11 ) - ر ض : بعضى امور را .
( 12 ) - د : « حكم بر » را ندارد .
( 13 ) - ر ض : مقدس از نفسيّه .
( 14 ) - د : حادث ضعيف .
( 15 ) - ر ض : بما .