و قال عليه السّلام :
انا الّذى أحصى هذا الخلق و ان كثروا حتّى أردّهم الى اللّه .
تأويل اين كلام به زبان اشارت اعلام اين است كه در هر آن شأنى از شئون كلّيّه الهيّه متجلّى است و آن كلّى در مرآت روح صاحب آن زمان منطبع و بحسب جزئيّات آن شأن افراد خلق در آن موجودند پس من در آن « 1 » تجلّى كلّى كه در آينه روح من منطبع است شمارهء آن جزئيّات مىبينم و معانيه من است كه هر فرد از خلق مظهر كدام فرد از آن « 2 » شأن كلّىاند كه مشهود من است و طريق نزول از فرد كلّى شأن بر آن فرد جزئى خلق مىدانم پس آن فرد را به همان طريق صعودش مىبينم تا به مقام و اليه يرجع الامر كلّه ، و كثرت افراد خلق حاجب اين شهود من نيست و « 3 » نمىشود چه عين شهود تجلّى روح من است در مرائى ارواح و اطّلاع بر شئون آينه وجود كه نقد وقت من است ، و اللّه اعلم .
و قال عليه السّلام :
انا الّذى
ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَ ما أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ
« 4 »
خبر از تحقّق خويش در حضرت حقيقة الحقائق مىفرمايد و مىگويد : من آنم كه قول من مبدّل نمىشود ، يعنى افراد موجودات كه كلمات اللّهاند به نوعى كه در حقيقت من كه امّالكتاب است ثبت « 5 » شده به همان نوع بر علم من كه شخص حقيقت خويشم ثابت آمده و تبديل بر آن محال است كه ،
لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ
« 6 » و قال عزّ من قائل عليم
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ
هامش
( 1 ) - د : پس در تجلّى از كلّى در .
( 2 ) - د : از شأن .
( 3 ) - د : شهود من نمىشود .
( 4 ) - اشاره است به آيه 29 سوره ق .
( 5 ) - ر ض : مثبت .
( 6 ) - روم / 30 .