و غايت ايجاد مشتمل است بر جميع احكام موجوداتى كه مخلوق براى آن غايتاند .
پس حكم در بندگان از من باشد چه آنچه غايت ايجاد بندگانست به من « 1 » تفويض شده و متولّى است « 2 » در زمين قابليّات بالضّروره ، و آن حاكم است در بندگان به همان دقيقه كه موجب ربط ايشان شده با غايت ايجاد كه علّت خلق ايشانست ، زيرا كه اين موجودات را چون به جهت غايتى ايجاد نمودهاند ، پس البته رابطه نسبت به ميانهء اينها و آن غايت متحقّق است و حامل آن غايت علم به آن روابط دارد و بر موجب همان بر هر يك احكام جارى مىدارد ، و اللّه اعلم .
و قال عليه السّلام :
انا الّذى دعوت السّماوات السّبع بما فيهنّ فأجابونى فأمرتها فينتصبون لأمرى .
مىفرمايد عليه السّلام كه : چون مفاتيح غيب كه ائمه سبعه ذاتيهاند نزد من است بالتّحقيق و التخلّق سماوات سبع آثار « 3 » ائمهاند پس مرا در آن آثار متحقّق است و از آنجا كه تخلّق « 4 » من است به أسماء سبعه خواندم آسمانهاى هفتگانه را در تحت شهود و طاعت و تصرّف خود درآوردم « 5 » كه در شهود من از وجود مغاير ممتاز خود گريخته در تحت وجود مطلق مشهود من مخفى شدند و به عين طاعت من از حضرت كلّيت من « 6 » مر معبود خود را ايشان طاعت « 7 » معبود من كردند چه كلّيت من شامل تمام افراد كلّى و جزئى نشأة وجود است پس چون طاعت من معبود مرا از « 8 » مقام كلّيت من باشد تمام مندرجات كلّيت من به عين طاعت من در مرتبهء
هامش
( 1 ) - ر ض : به آن .
( 2 ) - ر ض : و متولّى است .
( 3 ) - د : آثاراند از براى آن ائمه پس مرا .
( 4 ) - د : تحقّق .
( 5 ) - ر ض : خود كه .
( 6 ) - د : و معبود .
( 7 ) - ر ض : طاعت من معبود من .
( 8 ) - د : مرا او از .