قواعد آن اثرى و خبرى جائى نبوده چنانچه حالا فى الحقيقة نيز نيست و اگر ممتنع عقل ممتنع خدا بودى عقل ] « 1 » حكم بر امتناع ممتنع چون كردى بىتعقّل ممتنع خدا و حكم بر امتناع آن چون از عقل ممكن آيد ، فافهم .
و چون اين يك امر دانسته شد أمر ثانى كه از ضروريات استحكام ايمان است اينست كه سرّ آنكه قرآن مجيد و سور آن مصدر به اسم شده « 2 » كه « بسم اللّه الرحمن الرحيم » باشد « 3 » و در جميع امور حسنه امر فرموده كه ابتدا به بسمله نمايند همين است كه ايجاد اشياء به موجب اقتضاء اسماء الهى است و اسماء الهى تقاضاى اظهار عالم ايجاد نمودهاند و هر امر كه وقوع مىيابد در عالم وجود وقوع آن به وساطت اسمى است از اسماء الهى و اسماء در مرتبه متفاوتند چنان كه افعال اينطورند چه تفاوت « 4 » افعال به موجب « 5 » تفاوت اسماء است اكنون فعلى كه در مرتبه اعلاى « 6 » از همه افعال است مثل ايجاد معدوم و اعدام موجود و احيا و اماته و خرق و التيام افلاك و امور ممتنع نزد عقل وقوع اين قسم افعال به توسّط اسم اعظم الهى است و انبياء و اكابر اولياء كه امثال اين خوارق و معجزات ظاهر مىسازند ايشان عند الاظهار تحقّق « 7 » [ و ] تخلّق به اسم اعظم مىنمايند چنانچه در كتب قوم مفصّلا مذكور است پس بعضى از امور مثل احضار تخت بلقيس از شهر « 8 » سبا نزد حضرت سليمان عليه السّلام و ردّ شمس و امثال اين به طريق ايجاد و اعدام مىنمايند .
و اين امر ايشان « 9 » به توسط اسم اعظم و تخلّق به آن آسان « 10 » مىشود و فعل ايشان همين تخلّق است و تعلّق همّت « 11 » و باقى فعل حق است - تعالى شأنه - و اين
هامش
( 1 ) - د : عبارت داخل [ ] را فاقد است .
( 2 ) - ر ض : شد .
( 3 ) - ر ض « باشد » را ندارد و نسخه د : « واو » را فاقد است .
( 4 ) - ر ض : « اينطوراند » را ندارد .
( 5 ) - د : موجب .
( 6 ) - د : فعلى كه در مرتبه از همه افعال اعلى مثل .
( 7 ) - [ و ] را ندارد .
( 8 ) - د : از سبا .
( 9 ) - د : اين امر بر ايشان .
( 10 ) - د : تخلّق به آن است و به آن .
( 11 ) - تعلق است و باقى .