مَعْلُومٍ
« 1 » و اين خزائن همان امّالكتاب است و از پيش فرموده كه : انا خازن علم اللّه ، و امثال اين . « 2 » [ پس بنا بر اقوال مذكوره علم بر احوال جميع اقوال كه حقائق بندگان است داشته باشد ] پس هيچ فرد از مرتبه خويش درنگذرد و هيچ حكم را در غير محل خود جارى نفرمايد تا ظلم كه وضع شىء است در غير موضع خود لازم نيايد و اين است « 3 » مفادّ حديث شريف كه : « حقّ دائر است با على عليه السّلام ، حيث ما دار » ، چه ظلم از جهل ناشى است كه حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرموده كه : « الظلم ظلمات يوم القيمة » و تاريكى قيامت عين جهل است پس ظلم جهل است و از شخص عالم ، جهل « 4 » صادر نمىشود زيرا كه شىء حامل ضد ، خود نمىتواند بود پس او عليه السّلام مطابق وجود است علما و عينا ، و اللّه اعلم .
و قال عليه السّلام :
انا ولىّ اللّه فى الارض و المفوّض اليه امره و « 5 » [ حاكم ] فى عباده .
تأويل كلام شريف آنست كه ولىّ خليفه است و متولّى احكام و از ارض ، مراد زمين قابليّات و استعدادات ممكنات مىتوان « 6 » گرفت كه مفادّ كلام حقّ نظام اين باشد كه در اراضى استعدادات خلايق من متولّيم بولايت اللّه در اجراى احكام « 7 » سعادت و شقاوت كه ،
و بك يا على يهتدى المهتدون
و تفويض امرى كه غايت ايجاد و مقصود وجود آنست بسوى من است زيرا كه هرآينه « 8 » ، روح من محاذى آئينهء روح حضرت خاتم الانبياء محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله است كه آن آئينهء محاذى تجلّى كلّى است كه غايت وجود است پس چون غايت ايجاد به من مفوّض است
هامش
( 1 ) - حجر / 21 .
( 2 ) - عبارت داخل [ ] در نسخه رض نيست .
( 3 ) - د : و اين مفادّ .
( 4 ) - د : از شخص علم و جهل .
( 5 ) - ر ض : « واو » را ندارد .
( 6 ) - ر ض : مىتوان فراگرفت .
( 7 ) - ر ض : احكام اجراى .
( 8 ) - د : هرآينه روح من .