و قال عليه السّلام :
انا عصاء الكليم و به آخذ بناصية الخلق اجمعين .
تواند بود كه عصا قوّت الهيّه باشد كه بدان قوّت از انبياء و اولياء معجزات و خوارق عادات ظهور مىيابد و چون همان قوّت الهى اخذ نواصى جميع خلق كرده از عدم بوجود آورده و انبياء به همان قوّت اخذ ناصيه مستعدان نسبى كرده در تحت طاعت و قبول دعوت درمىآورند و حضرت كليم اللّه به همان قوّت ظاهره از عصا أخذ ناصيه سحرهء قوم نمود پس مىفرمايد كه : آن قوّت ظاهرهء به صورت عصا منم ، و به حقيقت خود أخذ ناصيه تمام خلق كردهام چه حقيقت من عين قوّت مطلقه الهيّه است كه در مراتب وجود انبياء و اولياء متعيّن بحسب خصوصيات قوّت نبوّت ايشان است ، و چون نبوّت حضرت كليم اللّه را نسبت نباتى است لهذا در اخبار آمده : كه در بهشت هيچكس را تخليه نباشد مگر حضرت كليم را ، پس قوّت معجزه ايشان از عصا كه فرد نباتى است اختصاص يافته هم چنان كه از حضرت روح اللّه حيوانى است « 1 » [ از اين جهت قوّت الهيّه از ايشان بنفخ دم كه خاصّه حيوان است ] ظهور داشت و احياء موتى مىنمود ، و اللّه اعلم .
و قال عليه السّلام :
انا الّذى نظرت فى عالم الملكوت « 2 » فلم نجد غيرى شىء و قد غاب .
پوشيده نماناد كه ترتيب اين الفاظ بحسب تركيب عربيّت اغلاقى دارد اگر نسخه غلط نباشد ، و نسخه ديگر نيز در وقت ترجمه نمودن يافت نشده ، « 3 » و اگر عزيزى اطّلاع بر غلط نسخه يابد اميدوار است كه اصلاح نمايد ، - و اجره على اللّه - اكنون عبارت « فلم نجد غير شىء و قد غاب » فعل است و مفعول مضاف مقدّم بر
هامش
( 1 ) - د : عبارت داخل [ ] را ندارد .
( 2 ) - د : الملكوت السّماوات .
( 3 ) - ر ض : « نشد » را ندارد .