المتقلب فى الصّور » بيان تتمه كرده و شكى نيست كه حقيقت كلّيّه نوعيّه انسانى به جميع كمالات مندرجه در ذاتش ظهور مىكند در افراد اكمل و كامل و متوسط و ناقص و در هر نشأة از نشئات وجود آنقدر از كمالات آن حقيقت كه مخصوص و مناسب آن نشأة وجود است ، بر طبق آن افراد در آن نشأة بوجود مىآيند .
و يك فرد البته يعنى همان حقيقت موجود مىباشد كه انسان حامل امانت در آن نشأة او است و او را به تمام موجودات آن نشأة معيّت و غائيّت ثابت است و اين خصوصيّات كه از سرّ اللّه فى العالمين است در اين خطبه و ديگر خطب و كلام به ظهور آمده بيان همين مقام مىتواند بود ، و اللّه اعلم .
و قال عليه السّلام :
انا الآخرة و الاولى ، انا أبدى و أعيد ، انا فرع من فروع الزيتون و قنديل من قناديل النبوّة .
مىفرمايد كه : منم آخرت هر مرتبه و هر مقام و هر نشأة و دوره ، و هر امر كه آن را آخرتى باشد چه آخرت هر چيز بازگشت آن چيز است به اصل خود ، و اين بازگشت اثر مرتبهء ولايت است و من حقيقت مطلقهء ولايتم و اولى نيز منم يعنى نقطهء اوّل و آخر هر دائره كه در تعيّنات وجودى واقع است منم بحسب حقيقت و از اين جهت ابداء و اعادهء نقاط هر دائره از من است چه نقاط دائره تعيّنات نقطهء اولى است كه به نقطهء آخر كمال دورى يافته و امثال اين كلام مذكور شد .
و زيتون همان زيتون است كه در آيه نور كه از قرآن مجيد مذكور شده و از جملهء تأويلاتش كه جائز الأخذ است اينست كه مشكات روح حيوانى باشد و زجاجه روح انسانى و مصباح روح قدسى و شجرهء مباركه قابليّت مطلق و زيتون اطلاق كه نه شرقى صفات جمال است و نه غربى صفات جلال . و اين اطلاق به تقاضاى اسماء ذاتيّه چنان قريب الضّياء است كه هنوز نار مشيّت به آن نپيوسته ، است به