مىكنند مناسبات تخمينى است و « كهيعص » پنج حرف است كه تمام اسرار عوالم خمس و ادوار خمسه در آن مستتر است .
اگر خواهى كه بوئى از اين گلستان به مشامت رسد درياب كه از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله پرسيدند كه ما الصّاد ؟ فرمود كه :
بحر بمكة عليه عرش الرحمن
و در جواب مسائل ديگر كه « اين كان ربّنا ؟ » فرمود صلّى اللّه عليه و آله :
كان فى عماء ما تحته هواء و ما فوقه هواء و كان عرشه على الماء
« 1 » او كما قال « 2 » . اگر تأملى در اين اخبار نصيب شود بوئى به مشام جان مىرسد . اكنون مىفرمايد عليه السّلام كه : منم آن اسم اعظم كه كهيعص است و غرض نه همين است بلكه غرض همانا اينست كه اعظم « 3 » اسماء الهى كه در قرآن است از روى مناسبت به غيب ذات مقطعات است كه تمام اسرار وجود در آن مكنونست و من عين آن مقطّعاتم ، يعنى من در مصحف وجود اسم اعظم تمام اسرار نشئات وجود را شامل و حاويم و هم چنان كه سرّ مقطعات « 4 » را على الخصوص كهيعص خلق نمىداند الّا نادر ، همچنين سرّ مرا و شناخت شأن مرا نيز خلق نمىدانند الّا نادر ، و از حضرت عليه السّلام مرويست كه در وقايع شديده مىخواندهاند يا
« كهيعص »
يا
حم
عسق
« 5 » اغثنى » ، و اللّه اعلم .
و قال عليه السّلام :
انا المتكلّم على لسان عيسى
فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا
« 6 » ، انا يوسف الصدّيق ، انا المتقلّب فى الصّور .
بيان بعضى بروزات مختصّه مىفرمايد عليه السّلام ، و چون آن تخمى كه حامل كلّيت درخت است در تمام اجزاء درخت سريان و سير دارد و فرد اكمل كه حامل كلّيت وجود است در تمام مراتب كلّى و جزئى وجود سريان و سير دارد در اين فقره « انا
هامش
( 1 ) - د : كان عرشه على اللّه .
( 2 ) - كذا ؟
( 3 ) - ر ض : « اسماء » را ندارد .
( 4 ) - ر ض : مقطعات را اعظم .
( 5 ) - شورى / 1
( 6 ) - اشاره است به سورهء مريم / 29