و قال عليه السّلام :
انا صاحب القرون الاولى ، انا جاوزت موسى الكليم و اغرقت فرعون ، انا عذاب يوم الظلة .
اين كلام تمام بيان مراتب ولايت است و از دقايق قرآنى آنست كه اوّل سورهاى كه تمامش در شأن امير المؤمنين عليه السّلام نازل شده بىخلاف اينست كه :
هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً
« 1 » ، و اين آيه كه در آن انسان را « 2 » به كليّت مذكور فرموده و از روى تأويل شخص را مراد مىتوان داشت و ذكر حين از هركه بتأويل افاده خفيّه از وجودش مىكند و لم يكن شيئا مذكورا كه افاده مجهوليّت دورهاى كه همان حين باشد و عدم ذكر كه متعلق به شخصيّت است مىنمايد همه ايما و اشاره است باكثر فقرات اين خطبه و حالت نماز آن حضرت عليه السّلام .
و عدم علم و شعورش به شكافتن بدن مباركش مبيّن بعضى از اشارتست نزد صاحب عقل سليم ، و اللّه اعلم .
و تأويل ديگر كه مناسب مقام است اين است كه مىفرمايد كه : من صاحب قرون اولىام يعنى هم چنان كه در مراتب عدد لا يتناهى هر مرتبهاى شامل تمام مراتب است كه آن مرتبهاى كه اوست سابق بوده ، يعنى وجود مرتبه خود نه به تركيب همچنين در هر آن ، از وجود من در ادوار جمالى و جلالى تمام آيات وجوديه « 3 » ادوار اندراج دارد به نوعى كه با علم من مصاحبت و معيّت وجودى ثابت است ممكن را . همگى ادوار را پس در هر آن من مصاحبت جميع شئون آينه سابقهام از قرون اولى و نشأت ماضى بدليل قول حق جل و علا كه فرموده :
قالَ فَما بالُ الْقُرُونِ الْأُولى قالَ عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي فِي كِتابٍ لا يَضِلُّ رَبِّي وَ لا يَنْسى
« 4 » ،
هامش
( 1 ) - انسان / 1 .
( 2 ) - د : « انسان را » ندارد .
( 3 ) - ر ض : سوابق ادوار همگى را پس در . . .
( 4 ) - طه / 51 و 52 .