قابليّت اختصاص به شناخت من كه مفيد ايمان به توحيد و مفيض نور عرفان الهى است يافتهاند كه « السّعيد سعيد فى الأزل » و مرا نمىشناسند ، آنان كه آينه استعدادشان قابل انطباع صورت حق نيامده و زنگ شقاوت ازلى داشته كه « الشّقىّ شقىّ فى الأزل » ، و اللّه اعلم .
و قال عليه السّلام :
انا قائم فى ظلمة خضر « 1 » حيث لا روح يتحرك و لا نفس يتنفّس غيرى .
بدان - رزقك اللّه و ايّانا معرفة الحقائق - كه در اصطلاح محقّقين صوفيه هرگاه نوبت تربيت وجود به اسم العليم در عالم جبروت به توجه علم به باطن وجود دررسد و تعلّق علم از ظاهر وجود اختفاء يابد و جهل مطلق كه قيامت جبروتى است ظاهر شود ، آن اختفاء و جهل را ظلمت خضر مىنامند كه آب حيات علم آنجا مختفى است و اين نشأة ولايت است همچنانكه عكس اين نشأة نبوّت است و در مقدّمه تعيّن « 2 » دورتين جمالى و جلالى تلويحى واضح ذكر شده ، و نيز بدانكه تشخّص خضريّت عبارتست از مبدأ فرد اوّل بروزات جمالى بودن و همچنين تشخّص الياسيّت مبدأ بروزات جلالى بودن و تشخّص علويّت مبدأ بروزات جمعى بودن و محمّديّت جمع الجمع و سرّ ساير در تمام بروزاتست و از آنجا سرّ نسبت ظلمت به خضر و ادراك آب حيات و اعطاء نهر حيات به على عليه السّلام ظاهر مىشود ، و اللّه اعلم .
اكنون مىفرمايد كه : در ظلمت خضر كه دورهء اختفاء علم و جمال و نور نبوّتست و نبوّت ظهور جمال و جلال و نور ولايت ، من به غلبه ولايت و جمعيّت اطلاقى آنجا ايستادهام چه دورهء مذكوره تعلّق به ولايت دارد و من حقيقت مطلقهء
هامش
( 1 ) - ر ض : « خضر » را ندارد .
( 2 ) - د : تعيين شد .