و هر موجود كه به اين كمال مىرسد به انسان مىرسد و ناچار است تمام موجودات را به كمال رسيدن ، اگرچه در ادوار نشئات باشد و مىفرمايد كه : منم كه در اين نشأة وجود عنصرى دو مرتبه آفتاب از مغرب بسوى من و براى من بازگشته ، زيرا كه آفتاب حقيقة الحقائق هميشه از مغرب بشريّت من طالع است و اين دو مرتبه كه يك مرتبهاش به دعاء حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله فراگير بود و يكمرتبه دعاء من بود در مسجد در شمس و اين دو مرتبهء واقع شده سببش اختصاص نشأة است و نشانهء آنست كه در جميع ادوار و نشئات جمالى و جلالى آفتاب حقيقت اطلاقى ذاتى « 1 » از مغرب شخص تعيّنى من طالع است از جهتى بالاصالة و از جهتى بالتّبع .
و مىفرمايد عليه السّلام كه : من آنم كه اللّه تعالى اختصاص فرموده جبرئيل و ميكائيل را به طاعت و فرمانبردارى من در جميع مراتب و نشئات و ادوار وجود و در جميع افراد كمّل چه تمام وجود اطاعت وجودى غايت مىكنند و غايت منم ، و هر فرد را كه اين نسبت حاصل است از جهت ولايت است و حقيقت ولايات تمام اولياء منم ، پس اختصاص هر دو به خدمت من هم بالاصالة است ، بلا واسطه و بالواسطه . و هم بالتّبع ، بلا واسطه و بالواسطه . پس خدمت و فرمانبردارى ايشان مطلقا مخصوص به من باشد باختصاص بخشيدن الهى و تكرار در كلام نشده ، زيرا كه فقرهء اول خبر است از اطاعت ايشان و فقرهء دوم خبر است از اختصاص الهى اين دو ملك را به آن حضرت عليه السّلام در هر مظهر كه واقع شود خواه وجودى و خواه شخصى .
و بحسب ظاهر در شب هجرت كه در بستر نبىاللّه خوابيد جبرئيل و ميكائيل به پاسبانى مأمور شدند چنانچه مفصلا در اخبار مذكور است ، و اللّه اعلم .
هامش
( 1 ) - ر ض : ذاتى شخص .