صفات متقابله بر او تساوى يافته و از سوراخ سوزن چنان مىگذرد كه از دروازهء فراخ ، پس مىگويندش :
فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي
« 1 » ، و اللّه اعلم .
و قال عليه السّلام :
انا الّذى خدمنى جبرئيل و ميكائيل ، انا الّذى ردّت علىّ الشّمس مرّتين ، انا الّذى خصّ اللّه جبرئيل و ميكائيل بالطاعة لى .
بدان - وفّقك اللّه تعالى و ايّانا بمعرفة الحقائق - كه نسبت ملائك به شخص وجود چون نسبت قوى و مشاعر و آلات است به شخص انسان و بعضى محقّقين تخصيص فرمودهاند بعضى را از ملائك به ذكر و اندك اختلافى در نسبت كه بيان كردهاند واقع است .
و اسرافيل را قلب گفتهاند و جبرئيل را عقل اوّل و بعضى عقل عاشر و بعضى قوه متفكّره و ميكائيل را به همّت نسبت كردهاند و على هذا القياس ، ايجاد شخص وجود بر طبق ايجاد محمّدى صلّى اللّه عليه و آله است كه او موجود بر طبق تعيّن غايت است پس همان نسبت كه ملائك را با عالم است با حضرت محمّدى است صلّى اللّه عليه و آله و با حاملان سرّ او - صلّى اللّه عليه و آله - و جميع اجزاى عالم همين حكم را دارند .
اكنون مىفرمايد كه : من آنم كه جميع قوى و آلات عالم و خصوصا اين دو قوّت كه از بزرگانند همه در خدمت من كه عبارت از مطابقت وجودى و موافقت امريست كه كمر طاعت بستهاند چه خدمت من كه بر ايشان فرض شده بواسطهء آنست كه از من تربيت يافتهاند و تبعيّت من مرتبهء جمعى از مقام
وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ
« 2 » ، چه رسد در اطوار وجود چه مقام جمع خاصهء انسانست و به كمال وجود رسيدن به اين مقام است .
هامش
( 1 ) - فجر / 29 - 30 .
( 2 ) - صافات / 164 .