چندى را كه در كلام الهى مذكورند بيان مىفرمايد و مىگويد عليه السّلام كه : من صاحب « 1 » طورم يعنى در هرطور از اطوار وجود كه طور وجود معتبر است حقيقت آن طور و سرّى كه به معيّت سرّ هرطور است آن منم ، زيرا كه از جبل حقيقت من شجرهء صفات اللّه روئيده و آتش تجلّى ذاتى به كليم وجود امكانى نموده و تأويل تمام كتب شئونى و كلام ذاتى از من ظاهر است .
چنانچه طور فيض نخستين ، كه مطلع نور غيب ذات است و طور « 2 » الوهيّت كه مطلع نور ذاتست و طور حبّ كه مطلع انوار لاهوت و جبروتست و طور قلوب كه مطلع انوار علم و عرفان و ايقانست اين همه را معيّت من و مصاحبت من ثابت است و به معيّت من همگى مطلع انوارند و صاحب كتاب مسطور منم كه امّالكتاب حقيقىام ، كه تمام اسرار و احكام و اخبار الهى و كونى در كتاب من است و بيت المعمور منم كه خانهء دلم عرش اللّه است هميشه به طايفان عوالم لاهوت و جبروت و ملكوت و ملك و ناسوت معمور است و حرث و نسل امكان و تعيّنات نفس الرّحمن منم كه انواع تخمهاى امكانى در حقيقت من مندرجست .
و چون حقيقت من حقيقة الحقائق است پس ارواح جميع متنفّسان همه تعيّن و فرع روح من باشد كه روح الارواح است و طاعت اصل را خداى تعالى بر من فرض كرده كه
مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ
« 3 » و اين طاعت ، هم وجوديست و هم علمى و هم عينى و هم دينى و هم دنيوى ، و اللّه اعلم .
و قال عليه السّلام :
انا الّذى انشر الاوّلين و الآخرين ، انا قاتل الأشقياء بسيفى ذى الفقار و محرقهم « 4 » بنارى .
مىفرمايد : منم كه نشر مىكنم و منبسط مىسازم افراد حقايق نشئات اوّلين از
هامش
( 1 ) - د : من طورم .
( 2 ) - د : و طور روحيّت كه مطلع لاهوت .
( 3 ) - نساء / 81 .
( 4 ) - د : « و محرقهم بنارى » را ندارد .