و قال عليه السّلام :
انا اسم من اسماء اللّه الحسنى و هو الاعظم الاعلى .
مىفرمايد كه : من اسمىام از اسماء حسنى كه اسم الاسماء الهى است و اعظم اسماء است بحسب احاطت « 1 » و اطلاق و اندراج اتمام اسماء در آن . و بدانكه اسم عبارت است از تعيّن ذات به صفتى از صفات و براى هر تعيّنى در شرع لفظى مقرّر شده كه اسم آن تعيّن است پس اسمى كه عين مسمى است ، آن تعيّن است و اسمى كه غير مسمى است اين الفاظ است كه اسماء اسماءاند و هر نوع از انواع موجودات و هر شخص كلّى از اشخاص مظهر و مطلع آثار « 2 » اسم الاسماء است كه اعظم اسماء الهى است .
و معنى جامعيّت انسان مر اسماء الهى را نيست مگر كه آن مظهر اسم اعظم است و مظاهر بحسب ظهور متفاوتند و اكمل مظاهر جمعى كه صاحب اطلاق ذاتى و جمع الجمع است محمّد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله است و حاملان سرّ او ، و از جمله حاملان آنكه امام و اقدم و به عينيّت اقربست على بن ابى طالب عليه السّلام است كه بلا واسطه و نفس واسطه است ، و اللّه اعلم .
و قال عليه السّلام :
انا صاحب الطّور و انا صاحب الكتاب المسطور و انا بيت اللّه المعمور و انا الحرث و النسل و انا الّذى فرض اللّه طاعتى على كلّ قلب ذى روح متنفّس من خلق اللّه .
چون بيان فرمود عليه السّلام كه : من اسم اعظمم ، پس در تمام مراتب عالم اسمائى و افعالى و آثارى هر فرد كه اكمل است آن را به مظهريّت خويش اختصاص فرموده
هامش
( 1 ) - د : اطاعت .
( 2 ) - د : آثار و تجليات يك اسماند مگر انسان كه مطلع اسم اعظم است و مظاهر .