روضه است از جواهر همه را انفاق و بذل خواهد نمود ، اكنون مىفرمايد كه :
صاحب ارم مذكور كه در وسط عالم ملك بود . منم زيرا كه من برزخ البرازخم و هرجا در « 1 » هر نشأة كه برزخى است آن ظهور برزخيّت حقيقى من است و برزخ اولى كه ميانه واجب و ممكن در وجود و عدم و غيب و شهادتست و باز ميانه « 2 » هاهوت و ناسوت و لاهوت و همچنين برازخ تمام عوالم همه تعيّنات برزخ اطلاقى من است و منشأ تمام برزخها اطلاق ولايت من است ، كه اعتدال حقيقى تمام مراتب كلى و جزئى وجود است و چون در مظهر اوّل برزخيّت من كه يك نامش قلم اعلى است سيصد و شصت دندانه است ، پس در فلك الافلاك كه برزخ مثال و جسم است سيصد و شصت درجه است و در آن ارم سيصد و شصت در بوده و اين عدد به شمارهء تصرفات كليهء ائمه اربعه است در نور اسم كه سدّ نهاند و مراد از كلمهء « و نازلها » شايد كه اين باشد كه به موجب اتحاد حقيقت من با حقيقت محمّد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله اين برزخيّت اختصاص به من دارد چون اختصاص مقام محمود به حضرت حبيب اللّه ، و اعادهء لفظ انا در كلام « و انا المنفق » افادهء همين اختصاص بنا بر قواعد عربيّت ، يعنى آن جواهر غيبى و عجائب و غرائب و لطائف و معارف لا ريبى كه در همهء برازخ ايجاد يافته ،
وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ
« 3 » نفقهكنندهء آن منم و بذل به ارباب استعداد ذاتى كه استحقاق تربيت « 4 » است ، به من مفوّض است و در آخر الزمان فرزند من مهدى موعود - عليه السّلام - انفاق و بذل آن را به نيابت من متصدّى است هم به صورت و هم به حقيقت ، و اللّه اعلم .
هامش
( 1 ) - د : هرجا كه در نشأة كه برزخيّت ظهور برزخيّت حقيقى .
( 2 ) - د : ميانه ناسوت و لاهوت .
( 3 ) - اعراف / 46 .
( 4 ) - ر ض : تربيت اين امت به من .