نشأة و انتقال منشر ديگر منم و همچنين نشور هر مقدّم و مؤخّر به من مفوّض است و من صاحب آنم كه بدون آنكه حقيقت من واسطه باشد نشرى نمىشود .
و اين نه بطريق دعوى تقدّم است بر محمّد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، چه به موجب نص - كلام مجيد - تقدّم شىء بر نفس لازم مىآيد ، بلكه بيان اتحاد حقيقت است تا به حدى كه قايل « اوّل ما خلق اللّه نورى » منم و قائل « انا و على من نور واحد » منم و آن على كه با من متّحد بالنور است محمّد است و تواند بود كه مراد بنشر اوّل نشر « 1 » ايجادى باشد و بنشر اخر نشر قيامت عظمى كه يوم النشور است و نشر كبرى و وسطى و صغرى در آن مندرج است و تواند بود كه نشر اوّل ، اوّل هر نشأة و آخر همان نشأة مراد باشد و تواند بود كه مراد نقطهء اوّل و آخر هر دائره كمال فردى باشد يا نوعى يا جنسى و ديگر احتمالات دارد ، و اللّه اعلم .
و قال عليه السّلام :
انا صاحب الكواكب و مزيل الدّول ، انا الّذى هو صاحب الزلازل و الرّجفة ، انا صاحب المنايا و صاحب البلايا و فصل الخطاب .
تفصيل مجملى است كه در اوّل خطبه فرموده است : " انا الذى عندى مفاتيح الغيب " مىفرمايد كه : چون كواكب آثار اسماء سبعهاند كه مفاتيح غيب و ائمهاند و آن اسماء نزد من است هم از روى تخلّق و هم از جهت اشتمال حقيقت من آن را ، پس من صاحب كواكبم . يعنى در ظهور آثار اسماء از ايشان و هم به معيّت من آثار اسمائىاند پس ازالهء دولت جمالى لطفى و تلبّس به تأثيرات جلالى كه مستند بر أدوار كواكب است آن نسبت به من دارد از روى حقيقت .
و هر اثرى كه از عالم علوى از سفليّات ظاهر مىشود همه به استصحاب و
هامش
( 1 ) - د : مراد به نشر اوّل ، اوّل هر نشأة .