علّيت من است پس زلزله كه در نشأة جزئى انسانى زمين استعدادش را مىلرزاند و كوه قابليّتش را مىشكافد تا به ينابيع معارف و علوم و معادن حكم و حقايق ظاهر مىشود و همچنين در نشأة كلى مراتب و نشئات كه بر همين منوال واقع است تمام به معيّت و آليت من است .
و رجفها و منايا كه هلاكها است خواه در روز " لمن الملك " و خواه در باقى ايام الهى و ربّانى و ملكوتى و مثالى و دورات مذكور است در همين حكم اندراج مناند و چون خبر از مرتبهء ولايت خويش مىفرمايد و ولايت را توحيد و احديّت و جلال و قهر و قيامات غالبست منتسب امور جلالى را ذكر فرموده تا به همين مرتبه مقيّد در توهّم نيايد به مرتبهء اطلاق و برزخيت خود نيز اشاره كرد كه من صاحب فصلالخطابم كه فرق و امتياز ميان ادوار جمالى و جلالى و تمام افراد متقابلين از من است .
و قال عليه السّلام :
انا صاحب ارم ذات العماد ، الّتى لم يخلق مثلها فى البلاد و نازلها بما فيها و انا المنفق الباذل بما فيها .
نزد متتبعات تواريخ و اخبار و آثار و حكايت ، ارم عماد و روضهء او مشهور است و در تفاسير و قصص مسطور ، كه آن بلده مخلوق خداى تعالى در وسط بلاد عالم بوده و سيصد و شصت دروازه « 1 » داشته و فاصلهء ميان « 2 » هر درى تا دروازه ديگر يك ماه راه بوده و در آن بلده عجايب و غرايب و لطائف از حصر بيرون بوده « 3 » و عاد اول كه او ارم ابن عوص بن ارم ابن سام ابن نوح - عليه السّلام - است آن را معمود داشته و روضهاى عظيم آنجا ساخته در مدت چهار صد سال ، و حالا آن مختفى و نهان است از نظر خلق و در زمان حضرت مهدى - عليه السّلام - ظاهر خواهد شد و آنچه در آن
هامش
( 1 ) - د : در دروازه .
( 2 ) - ر ض : ميان درى تا درى يك ماه .
( 3 ) - ر ض : عاد ارم ابن .