و قال عليه السّلام :
انا صلاة المؤمنين و زكاتهم و حجّهم و جهادهم .
چون بيان اصليّت خود من حيث الحقيقة نسبت به موجودات فرموده همچنين بيان مىفرمايد : كه اصل حقيقت عبادات منم ، زيرا كه صلاة انسان عبارتست بحسب جامعيّت او مر عبادات انواع عالم را ، پس يكى از مظاهر انسان كامل به موجب نسبت جامعيّت نماز است از اين جهت مىفرمايد عليه السّلام كه من نماز مؤمنانم ، يعنى نماز اثر جامعيّت من است كه به صورت عبادت در مؤمنان ظهور مىنمايد .
و من زكات ايشانم كه مال و استعداد و سرمايه قابليّت ايشان از فضلات لوازم بشرى و مقتضيّات نفس پاك و طيّب به اثر ولايت من و اقتضاى قول و فعل من مىشود و حجّ ايشانم كه مقصد اصلى از توجه حقايق ايشان از مواطن عدم به كعبه وجود آنست كه به استلام حجر الاسود حرم دل من مشرف شوند و طواف احوال من كنند تا از ذنوب خودى پاك شده « كيوم ولدته امّه » دائره كمال خود تمام نمايند .
و جهاد ايشانم كه مقاتله ايشان با نفس « 1 » و شيطان بحسب ظهور اثر قوّت ولايت من است در دل « 2 » ايشان و اينكه همين چهار عبارت ذكر فرموده مراد حصر نيست چه همه افعال و اقوال و احوال حسن را به آن جناب ولايت مآب « 3 » همين انتساب است كه واسطهء قبول فيض و حصول آنها رقيقه حقيقت ولايت او است عليه السّلام ، بلكه چون اهم و افضل عبادات بودند به عموم اثر ذكر فرموده و سرّ تخصيص اينست كه اين چهار عمل را با ساير اعمال نسبت ائمه اربعه اسمائيه است به اسماء چه نماز بهمنزله اسم العليم است و زكات بهمنزله اسم القدير و حج بهمنزله اسم المريد و جهاد بهمنزله اسم الحى .
هامش
( 1 ) - د : با شيطان نفس .
( 2 ) - د : و نزول ايشان .
( 3 ) - د : به آن جناب همين .