و قال عليه السّلام :
انا مضىء الشّمس و مطلع القمر و منشئ النّجوم ، انا منشئ جوارى الفلك فى البحور .
اين نوربخش عيون اعيان عرفاء موحّدين - سلام اللّه تعالى عليه - خبر حقيقت خود در مراتب ثلاثه اطلاق و عموم و خصوص مىفرمايد كه : من تابان دارندهء آفتاب اطلاق و روشن سازندهء شمس « 1 » ذاتم از اوج تعيّن « 2 » اولى و برزخ تجلّى جمالى و جلالى هم بحسب غايت و هم به موجب مظهريّت در درجهء اوّل از تمام بروج افلاك مراتب وجود و طالع و سازندهء قمر حقيقت امكانيّه كه عبارتست از عموم قبول كه در فيض نخستين مندرج است منم ، چه مقصود بالذّات از تجلّى كلّى كه غايت مراتب « 3 » اظهار هر نشأة است و سرّ محمّدى صلّى اللّه عليه و آله آن نشأة همين است كه از آينه حقيقت شخصيّة من در جلوه است و روح من حامل آنست و در ساير افراد پرتو انداخته بالتبع ، و انشاء نجوم قابليّات پرتو آن تجلّى از آفاق و انفس مستعدّ آن افراد نوعى را موجب و واسطه و منشأ منم .
و كشتيهاى توحيد مشحون به اسرار درياهاى استعدادات « 4 » امكانى از من روان و سارى شده و تاجر « 5 » وجود بر آن كشتى از اهداف قلوب اولياء لعالى معرفت در سلك ظهور مىكشد و از معادن صدور جواهر علوم به خزانه مىفرستد و از سواحل تشخّصات امتعهء تجلّيات جلال و جمال تحصيل مىنمايد و اينها همه نسبت و اضافات حقيقت مطلقه ولايت است كه در ادوار و نشئات به تشخّص على بن ابى طالب عليه السّلام به حقيقتها ظاهر و متعيّن است ،
إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ
« 6 » و اللّه اعلم .
هامش
( 1 ) - ر ض : شمع ذات .
( 2 ) - ر ض : يقين اولى .
( 3 ) - ر ض : غايت اظهار .
( 4 ) - ر ض : استعداد .
( 5 ) - د : وجود و تاجر آن .
( 6 ) - ق / 37 .