تا باطن ما ز فيض معمور شود * از باطن اهل فقر همّت طلبيم
س :
آئينهء ذات حقّ چو درويشانند * از هر جهتى قبلهء ما ايشانند
فكرم نرسد بگرد ايشان هرگز * زانرو كه بسى بزرگ و عالىشانند
* * *
و كلّ لهم سؤل و دين و مذهب * و وصلكم سؤلى و دينى هواكم
و أنتم من الدّنيا مرادى و همّتى * مناى « 1 » مناكم و اختيارى رضاكم
تو از موسى فاضلتر نخواهى بود ، ببين كه او را با خضر چه صورتها رو نمود . گفتهاند پيش علما محافظت زبان بايد كرد و پيش سلاطين محافظت چشم و پيش اوليا محافظت دل . اگر ايشان ميل مال كنند ، براى راحت فقراست و كار مخصوص به ايشان « 2 » ، خواه كج باشد و خواه راست .
رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ
« 3 »
وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ
« 4 » . گاهى كه آب بقوّت از چشمه جوشد و كاهى برو افتد ، آب كى گذارد كه كاه به چشمه راه يابد ؟ نور يقين به مثابهء آن آبست و دل عارف به مثابهء چشمه و دنيا بهمنزلهء كاه . با امام احمد غزّالى « 5 » گفتند : « تو خود را درويش پندارى و چند طويله اسب و استر دارى ؟ » فرمود : « من ميخ طويله در گل زدهام ، نه در دل . » « إنّ اللّه لا ينظر إلى صوركم و لا إلى أعمالكم و لكن ينظر إلى قلوبكم و نيّاتكم « 6 » . »
القصّة بطولها ، نفى درويشان جهالت صرف و ضلالت محض است ، اگر مىدانى ؛ و كسى را ازين چه نقصان ، تو از كمال خود بازمىمانى . ليكن چون ملحد به صورت موحّد برمىآيد و زنديق به هيئت « 7 » صدّيق مىنمايد ، تمييز ميان اين طوايف مشكل است و طالبان صادق را ازين تمييز خون در دل است .
هامش
( 1 ) .B: منالى .
( 2 ) .D: مخصوص باشد .
( 3 ) . النّور : 37 .
( 4 ) . البقرة : 3 ؛ الأنفال : 3 ؛ الحجّ : 35 ؛ القصص : 54 ؛ السّجدة : 16 ؛ الشّورى : 38 .
( 5 ) .CG: + قدس سره .
( 6 ) . الجامع الصّغير : 1832 .
( 7 ) .D: به صورت .