اعتراضات ايشان نوشته . و از جملهء اعتراضات آنست كه تو قايلى بتجرّد نفس ناطقه . و الحمد للّه كه امروز اين سخن « 1 » مسلّم اهل اسلام است . و مولانا سعد الدّين در شرح مقاصد گويد « 2 » : « چون امام اثبات حشر روحانى مىفرمود ، او را بنفى حشر جسمانى متّهم مىداشتند « 3 » . » نعوذ باللّه منه « 4 » . ظ :
زاهد ار راه برندى نبرد معذورست « 5 » * عشق كاريست كه موقوف هدايت باشد
و شيخ محيى الدّين نام امام بتعظيم تمام ذكر مىكند و در درّهء فاخره مىفرمايد كه شيخ ابن زيد اندلسى گفت : « در بازار رسالهاى كه ابن حمدين ، قاضى قرطبه ، در ردّ امام غزّالى نوشته بود و لعنت برو كرده خريدم و چون اندكى مطالعه كردم ، كور شدم ؛ پس توبه و استغفار كردم و حقّتعالى باز بينائى ارزانى داشت . » س :
هركس كه بعشق دوست صادق باشد * با خلق جهان دلش موافق باشد
يك نكته نگويد كه نبايد گفتن * كارى نكند كه غير لايق باشد
و هم از ابن زيد روايت كند كه امام غزّالى را در خواب ديدم كه زنجيرى در گردن خوكى كرده بود و او را مىكشيد . گفتم : « اين خوك چيست ؟ » فرمود « 6 » : « ابن حمدين است كه خدا مرا برو مسلّط كرده تا ببينم كه « 7 » بچه سبب نزد او مستحقّ لعنت شدهام . » ظ :
زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نيست * در حق ما هرچه گويد جاى هيچ اكراه نيست
بر در ميخانه رفتن كار يكرنگان بود * خودفروشان را بكوى مىفروشان راه نيست « 8 »
بندهء پير خراباتم كه لطفش دايم است * ورنه لطف شيخ و زاهد گاه هست و گاه نيست
هامش
( 1 ) .F: اين سخن امروز .
( 2 ) .D: + كه .
( 3 ) .G: مىپنداشتند . - - شرح المقاصد 5 : 90 .
( 4 ) .G: - منه .
( 5 ) .E: مغرورست .
( 6 ) .C: گفت .
( 7 ) .E: - كه .
( 8 ) .G: - بر در . . .