شرابه الحميم و الغسلين * يمكث فيه الدّهر و السّنين
بائس : سختى رسيده . و استكانة : فروتنى كردن . و دين : وام دادن . و علّيّة ( بضمّ عين و تشديد لام ) : غرفه ، و اصلش « علّيوة » و مشتقّ از « علوّ » ، و بعضى گويند « علّيّة » به كسرست و مضاعف . و قال ابن عبّاس : « الجنان سبع جنّة : الفردوس و جنّة عدن و جنّة النّعيم و دار الخلد و جنّة المأوى و دارالسّلام و علّيّون . » و سجّين : طبقهء هفتم زمين ، و بعضى گويند چاهى در دوزخ . و غسلين : آنچه از « 1 » دوزخيان رود .
مىفرمايد : اى فاطمه ، خداوند بزرگى و يقين ، اى دختر بهتر مردم همه ، مىبينى سختى رسيدهء درويش را ، به حقيقت ايستاده است « 2 » بدر ، مرو راست ناله . دعا مىكند به خدا و فروتنى مىكند ، گله مىكند بما گرسنهء اندوهناك . هر مردى به كار خود گرو كرده شده است ، و كنندهء خيرها وام مىدهد به خدا . وعدهگاه او در بهشت غرفههاست ، حرام كرده است آن را خدا « 3 » بر بخيل . و مر بخيل راست جاى ايستادنى درشت ، اندازد « 4 » آتش او را به طبقهء هفتم زمين . شراب او آب گرم باشد و آنچه از دوزخيان رود ، درنگ كند دران روزگار و سالها . س :
اى يافته از فضل خدا تمكينى * گاهى كه شوى دوچار با مسكينى
بايد كه نوازشى بيابد از تو * وز جود رسانى به دلش تسكينى
جواب فاطمه بر وجه اطاعت به اميد بهشت و شفاعت
أمرك سمع يا ابن عمّ و طاعه * أطعمه و لا أبالى السّاعة
أرجو إذا أشبعت ذا المجاعة * أن أدخل الخلد ولى شفاعه
سمع و طاعة بمعنى مفعول . و إشباع : سير كردن . و مجاعة : گرسنگى « 5 » .
هامش
( 1 ) .E: در .
( 2 ) .G: - است .
( 3 ) .C: - خدا .
( 4 ) .E: انداز و .
( 5 ) .G: - سمع . . .