تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 764

مساهمون:

ص٧٦٤
براى اندوهناكى ؟ آيا از ياد كردن قومهاى خداوندان « 1 » بىخردى كه درمىآيند به ستم كسى را كه مىخواند بدين ؟ بازنمىايستند از زشت‌كارى ، مادام كه « 2 » فرموده مىشوند ، و شكستن پيمان در ميان ايشان راهى است غير ايمن شده . آيا نمىبينند - كم كناد خدا خير ايشان را ! - كه ما خشم گرفتيم « 3 » براى عثمان پسر مظعون ؟ چون طپانچه مىزنند و نمىترسند از چشم او كه كور شود ، زدنى پياپى و زدنى غير سست . س :
جمعى كه بجان شدند دشمن ما را * پيوسته كنند قصد كشتن ما را ما نيز بقتل اين جماعت كوشيم * تا هست رگى ضعيف در تن ما را فسوف نجزيهم إن لم نمت عجلا * كيلا بكيل جزاء غير مغبون أو ينتهون عن الأمر الّذى وقفوا * فيه و يرضون منّا بالدّون و نمنع الضّيم من يرجو هضيمتنا * بكلّ مطّرد فى الكفّ مسنون و مرهفات كأنّ الملح خالطها * نشفى بها « 4 » الدّاء من هام المجانين حتّى يقرّ رجال لا حلوم لهم * بعد الصّعوبة بالإسماح و اللّين أو يؤمنوا بكتاب منزل عجب * على نبىّ كموسى أو كذي النّون يأتى بأمر جلىّ غير ذى عوج * كما تبيّن فى آيات ياسين
غبن : زيان كردن در خريدن و فروختن . و هضيمة : ستم كردن . و اطّرد الشّىء : تبع بعضه بعضا و جرى . « 5 » و سنّ الحديد : إسالته و تحديده . و صعوبة : سركشى كردن . و إسماح : منقاد گشتن . و نون : ماهى ؛ و مراد از ذى النّون يونس بن متّى ، و متّى مادر او بود و پدرش از نسل لاوى بن يعقوب ، و چون پيغمبر شد ، قوم او انكار نمودند و در شأن ايشان دعا كرد و حقّ تعالى ابرى پرآتش بر سر ايشان فرستاد « 6 » .
ابرى ز دود آه من سر مىكشد بر آسمان * ترسم كه بارد آتشى زان ابر و گيرد در جهان
هامش
( 1 ) .CG: خداوند . ( 2 ) .G: مادامىكه . ( 3 ) .E: گرفتم . ( 4 ) .ACE: به . ( 5 ) . صحاح : 499 . ( 6 ) .C: + بيت .