لهمدان أخلاق و دين يزينهم * و لين إذا لاقوا و حسن كلام
متى تأتهم فى دارهم لضيافة * تبت عندهم فى غبطة و طعام
ألا إنّ همدان الكرام أعزّة * كما عزّ ركن البيت عند مقام
أناس يحبّون النّبىّ و رهطه * سراع إلى الهيجاء غير كهام
إذا كنت بوّابا على باب جنّة * أقول لهمدان ادخلوا بسلام
سمام ( بكسر ) : جمع سمّ . و خصام : با كسى خصومت كردن . و ضيافة : مهمان شدن . و مراد از مقام مقام ابراهيم . و سراع : جمع سريع . و فرس كهام : أى بطىء .
مىفرمايد : جزا دهاد خدا همدان را بهشتها ! چه به درستى كه ايشان زهرهاى دشمنانند در هر روز خصومت كردن . مر همدان راست خويها و دينى كه مىآرايد ايشان را ، و نرمى ، چون برسند ، و خوبى سخن . هرگاه كه آئى ايشان را در سراى ايشان براى مهمان شدن ، شبگذارى نزد ايشان در رشك و طعام . به درستى كه همدان بزرگان ارجمندانند ، چنانچه ارجمندست « 1 » گوشهء خانهء كعبه نزد مقام ابراهيم . مردمىاند كه دوست مىدارند پيغمبر را و گروه او را ، شتابكنندگانند به كارزار ، نه درنگكننده . چون باشم من دربان بر در « 2 » بهشت ، گويم مر « 3 » همدان را : درآئيد به سلامت . س :
در كوى وفا هركه بلغزد قدمش * بسيار به از وجود باشد عدمش
هركس كه دم از مهر زند همچون صبح * سايد بفلك ز روى رفعت علمش
حكايت
ابن اعثم گويد : عمرو بن حصين سكونى در حرب صفّين از عقب مرتضى درآمد و مىخواست كه آن حضرت را به نيزه بزند و سعيد بن قيس او را بقتل آورد و اين ابيات بگفت :
أ لا أبلغ معاوية بن صخر * و رجم الغيب يكشفه الظّنون
هامش
( 1 ) .C: - ارجمندست .
( 2 ) .C: - بر در .
( 3 ) .C: من .