شفرة : تيزى « 1 » كارد و شمشير و غير آن . و هذم : بريدن . و تبتيك : بسيار بريدن . و إرغام :
به خاك ماليدن . و الصّمصامة « 2 » : السّيف القاطع الّذى لا ينثنى . « 3 » و مراد از حوض حوض كوثر .
و مراد از علامة مهر نبوّت كه بر دوش حضرت رسالت « 4 » ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، بود ، و سيف بن ذى يزن ، پادشاه حبشه ، با عبد المطّلب گفته بود : « إذا ولد بتهامة ، غلام له علامة ، بين كتفيه شامة ، كانت له الإمامة ، و لكم به « 5 » الزّعامة ، إلى يوم القيامة . » و تعميم : عمامه بر سر « 6 » كسى بستن ، و عمّم الرّجل « 7 » : سوّد ، لأنّ العمائم تيجان العرب ، كما قيل فى العجم :
توّج . « 8 » و وجه اطلاق صاحب الحوض بر مرتضى آنكه مصطفى ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، با او گفت : « إنّك فى الآخرة على الحوض خليفتى . » و در فاتحهء سابعه گذشت . و واقدى از زهرى روايت كند كه چون مرتضى متوجّه حرب عمرو بن عبد الودّ مىشد ، پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، فرمود : « ادن منّى ، يا علىّ . » پس مرتضى نزديك رفت و پيغمبر عمامه از سر خود برداشت و بر سر او نهاد و شمشير خود به او « 9 » داد و فرمود : « امض لشأنك . » پس فرمود : « اللّهمّ أعنه . » « 10 »
مىفرمايد : زدم او را به شمشير ميان تارك ، به تيزى شمشير « 11 » برندهء بسيار برنده . پس بريد از تن او استخوانهاى او را و آشكارا كرد از بينى او به خاك ماليدن آن را . من علىام ، خداوند شمشير برنده كه كج نشود « 12 » ، و خداوند حوض كوثر نزد قيامت . برادر پيغمبر خدا كه خداوند نشانهء پيغمبرى بود ، به حقيقت گفت ، چون بر سر نهاد « 13 » مرا دستار : تو برادر منى و كان بزرگوارى و آن كس كه مرو راست از بعد من پيشوائى . س :
اى گشته عيان سرّ قيامت از تو * در باب صفا ختم امامت از تو
چون ديدهء ما « 14 » گشت به مهرت روشن * ديديم بهر قصّه كرامت از تو
هامش
( 1 ) .C: تيرى .
( 2 ) .G: الصمصاصة .
( 3 ) . صحاح : 1968 .
( 4 ) .A: مصطفى .
( 5 ) .A: + ذى .
( 6 ) .C: - سر .
( 7 ) .C: الرحل .
( 8 ) . صحاح : 1992 .
( 9 ) .E: با او .
( 10 ) . المغازى 2 : 471 .
( 11 ) .CG: تارك به شمشيرى .
( 12 ) .E: شود .
( 13 ) .E: نهاده .
( 14 ) .E: - ما .