« السّلام إمّا من أسماء اللّه تعالى أو بمعنى السّلامة ، و العرب يلحق هذه الهاء فى كثير من المصادر و يحذفها ، يقولون : ضلال و ضلالة ، و سفاه و سفاهة ، و لذاذ و لذاذة ، و رضاع و رضاعة ، أو جمع السّلامة ، فإنّ أنواع السّلامة حاصلة فى الجنّة . » « 1 » و الآلاء : النّعم ، واحدها : ألا « 2 » ( بالفتح و قد يكسر و يكتب بالياء ) . « 3 »
مىفرمايد : دور شو از دوست داشتن ناكسان « 4 » ، و فرود آى به بزرگان پسران بزرگان . و مباش اعتمادكننده بر روزگار روزى ؛ چه به درستى كه روزگار گشادهرشته است . و حسد مبر بر نيكوئى قومى را ، و باش ازيشان ، تا بيابى بهشت را . و اعتماد كن به خدا ، پروردگار تو ، خداوند بزرگيها و خداوند نعمتها و نعمتهاى بزرگ . س :
از صحبت ناكسان تو « 5 » بگريزى به * با مردم بد اگر نياميزى به
از غير خدا چو نيست فعلى صادر * گر اشك نياز پيش او ريزى به
و كن للعلم ذا طلب و بحث * و ناقش فى الحلال و فى الحرام
و بالعوراء لا تنطق و لكن * بما يرضى الإله من الكلام
و إن خان الصّديق فلا تخنه * و دم بالحفظ منك و بالذّمام
و لا تحمل على الإخوان ضغنا * وعد بالصّفح تنج من الأثام
مناقشة : با كسى به استقصا شمار كردن . و عوراء : سخن زشت . و عاد الرّجل كذا : أى اعتاده . و أثام ( بفتح ) : عقوبت .
مىفرمايد : باش مر علم را خداوند جستن و واجستن ، و مناقشه كن در شايسته و ناشايسته . و به زشت سخن مگو ، و ليكن بهآنچه خشنود كند خدا را از سخن . و اگر خيانت كند دوست ، پس خيانت مكن با او ، و دايم باش به نگاه داشتن از تو و بعهد . و بار « 6 » مكن بر برادران كينه را « 7 » ، و خو كن بعفو ، تا نجات يا بى از عقوبت . س :
هامش
( 1 ) . التّفسير الكبير 7 : 198 .
( 2 ) .E: الى .
( 3 ) . همان : 2270 .
( 4 ) .E: با كسان .
( 5 ) .CD: اگر .
( 6 ) .G: باز .
( 7 ) .G: - را .