هركس كه شود نقطهء وحدت يارش * گردد ز كرم گرد سخا پرگارش
محتاج كه از دور ببيند خواهد * كز غايت لطف خود بسازد كارش
نهى از گفتن اسرار با غير كرام و ابرار
لا تودع السّرّ إلّا عند ذى كرم * و السّرّ عند كرام النّاس مكتوم
و السّرّ عندى فى بيت له غلق * قد ضاع مفتاحه و الباب « 1 » مختوم
إيداع : وديعت « 2 » سپردن .
مىفرمايد : به وديعت مسپار راز را ، مگر نزد خداوند كرم ، و راز نزد بزرگان مردم پوشيده است . و راز نزد من در خانهايست كه مرو را بند در باشد ، به حقيقت ضايع باشد كليد آن و در مهر كرده شده باشد . س :
هركس كه شود بعقل و دانش ممتاز * باشد همه كس را بكرم محرم راز
چون آينه از غير حكايت نكند * چون كوه نگويد سخن مردم باز
نهى از ستم در وقت اقتدار و تخويف از دعاى مظلوم در شب تار
لا تظلمنّ إذا ما كنت مقتدرا * فالظّلم مرتعه يفضى إلى النّدم
فاحذر بنىّ من المظلوم دعوته * كيلا يصبك سهام اللّيل فى الظّلم
تنام عينك و المظلوم منتبه * يدعو عليك و عين اللّه لم تنم
مرتع : چراگاه . و الدّعوة : المرّة من الدّعاء . و انتباه : بيدار بودن .
مىفرمايد : ستم مكن ، چون باشى توانا ؛ چه ستم كردن چراگاه او مىانجامد « 3 » به پشيمانى . پس حذر كن ، اى پسرك من ، از مظلوم دعاى او را ، تا نرسد ترا « 4 » تيرهاى شب
هامش
( 1 ) .C: البيت .
( 2 ) .A: ايداع و وديعه .
( 3 ) .G: مىباشد .
( 4 ) .C: - ترا .