إلى المنظر النّزيه * الّذى لا لغوب فيه
هنيئا لساكنيه * فطوبى لعامريه
ذوى المدخل الكريم
هذا مكان نزيه : أى خال بعيد عن النّاس ليس فيه أحد . و لغوب : مانده شدن . و كلّ أمر يأتيك من غير تعب فهو هنىء . « 1 »
مىفرمايد : به نظرگاه خالى كه نيست هيچ مانده شدن درو ، بىآزار مر ساكنان خود را .
پس خوشى عيش مر آبادكنندگان او را ، خداوندان جاى درآمدن بزرگوار . س :
تا چند درين منزل ويران باشم * بىجرم اسير « 2 » بند و زندان باشم
گر مرغ دلم به آشيان ميل كند * ناگاه مقيم باغ رضوان باشم
إلى منزل تعالى * بالحسن قد تلالا
بالنّور قد توالى * نلقى به الجلالا
قد حفّ بالنّسيم
تلألأ البرق : لمع . و توالى : پياپى شدن . و نسيم : باد نرم خوش .
مىفرمايد : بمنزلى كه بلندست به خوبى ، در حالى كه به حقيقت درخشد بنور ، در حالى كه به حقيقت پياپى باشد ، بينيم به آن بزرگى را ، به حقيقت احاطه كرده شده باشد بباد نرم خوش . س :
اى روى تو كرده عالمى را پرنور * وز حسن تو گشته مه به خوبى مشهور
آن دم كه كنم مقام در باغ بهشت * خواهم كه كنيز خانهام باشد حور
إلى المفرش الوطىّ * إلى الملبس البهىّ
إلى المطعم الشّهىّ * إلى المشرب الهنىّ
من السّلسل الختيم
هامش
( 1 ) . صحاح : 84 .
( 2 ) .C: + و .