خود كه بزرگ است . س :
اى فيض تو در انفس و آفاق تمام * احسان تو بىشمار و انعام تو عام
تا ريختهاى شراب توفيق بجام * عالم همه از فيض تو باشند بكام
و يا ملجأ الضّعيف * و يا مفزع « 1 » اللّهيف
تباركت من لطيف * رحيم بنا رءوف
خبير بنا كريم
لهف ( بالكسر ) يلهف « 2 » : أى حزن .
مىفرمايد : اى پناهگاه ضعيف ، و اى پناهگاه اندوهناك ، بزرگوارى تو لطفكننده ، بخشاينده بما مهربان ، آگاه بما كرمكننده . س :
اى عرش مجيد كمترين پايهء تو * شاهان جهان تمام در سايهء تو
چون روى تو جلوه كرد ديدم روشن * از رحمت خاص و عام پيرايهء تو
و يا من قضى بحقّ * على نفس كلّ خلق
وفاة بكلّ أفق * فما ينفع التّوقّى
من الموت و الحتوم
توقّى : حذر كردن . و الحتم : القضاء .
مىفرمايد : اى آن كس كه حكم كرد بحقّ بر نفس هر آفريده مردن را بهر كنارهاى ، پس سود نكند پرهيز كردن از مرگ و از قضاها . س :
اى بيخته بر وجود ما خاك عدم * بر چهرهء ما كشيده از مرگ رقم
در شام اجل مبين سيهروئى ما * طىّ كن بكرم نامهء ما را آن دم
ترانى و لا أراك * و لا ربّ لى سواك
هامش
( 1 ) .C: مفرغ .
( 2 ) .C: بلهف .