إحصاء : شمردن . و القسم ( بالفتح ) : إفراز النّصيب . « 1 »
مىفرمايد : اى بينندهء نگرستنها « 2 » ، و اى شنوندهء لفظها ، و اى بخشكنندهء بهرهها ، بشمردن خود نگاهدارنده ، بعدلى از جداكردنهاى نصيب . س :
اى خلق جهان را دل دانا از تو * دارد همه كس ديدهء بينا از تو
پستى زمين به حكم و تقدير تو شد * باشد شرف گنبد مينا از تو
و يا من هو السّميع * و من عرشه الرّفيع
و من خلقه البديع * و من جاره المنيع
من الظّالم الغشوم
بديع : نو . و غشم : ستم كردن .
مىفرمايد : اى آن كس كه او شنواست ، و آن كس كه تخت او بلندست ، و آن كس كه آفريدهء او نو است ، و آن كس كه همسايهء او سرباززننده است ، از ستمكار سخت ستمكار .
س :
اى در دل ارباب حقيقت زده تخت * افكنده سزاى تخت از اسما رخت
هرجا كه زند ماه جمالت خرگاه * در حال كند جلوهگرى چهرهء بخت
يا من حبا « 3 » فأسبغ * ما قد حبا و سوّغ
و يا من كفى و بلّغ * ما قد كفى و أفرغ
من منّه العظيم
تسويغ : گوارا « 4 » ساختن . و إفراغ : ريختن .
مىفرمايد : اى آن كس كه عطا كرد ، پس تمام كرد آنچه به حقيقت عطا كرد و گوارا ساخت ، و اى آن كس كه كافى است و رسانيد آنچه به حقيقت كافى است و ريخت ، از انعام
هامش
( 1 ) . مفردات : 670 .
( 2 ) .E: نگريستنها .
( 3 ) .A: حيا .
( 4 ) .E: كوار .