مىفرمايد : اى رهاكنندهء دستگير ، و اى اصلاحكنندهء شكسته ، و اى بىنيازكنندهء درويش ، و اى پرورندهء خرد « 1 » ، و اى شفادهندهء خسته . س :
اى راحت روح دردمندان از تو * آسايش جان مستمندان از تو
بلبل سخن از حمد تو گويد شب و روز * باشد گل نوخاسته خندان از تو
و يا من به اعتزازى * و يا من به احترازى
من الذّلّ و المخازى * و الآفات و المرازى
أعذنى من الهموم
اعتزاز : عزيز شدن . و احتراز : خويش را از چيزى نگاه داشتن . و خزى و مخزاة : رسوا شدن . و المرزئة : المصيبة . و إعاذة : پناه دادن .
مىفرمايد : اى آن كس كه به اوست « 2 » عزيز شدن من ، و اى آن كس كه به اوست پرهيز كردن من ، از خوارى و رسوائيها و آفتها و مصيبتها ، پناه ده مرا از اندوهها . س :
اى عزّت ما گشته ز فضلت ظاهر * وى « 3 » از تو تمام خلق عالم شاكر
هركس كه بجان بندهء فرمان تو شد * در مصر جهان عزيز گردد آخر
و من جنّة و إنس * لذكر المعاد منس
للقلب عنه مقس * و من شرّ غىّ نفس
و شيطانها الرّجيم
إنس ( بكسر ) : مردم . و إنساء : فراموش گردانيدن . و إقساء : سختدل كردن . و شيطان :
ديو . و رجم : نفرين كردن . و من جنّة معطوف بر « الهموم » .
مىفرمايد : پناه ده مرا از پرى و « 4 » مردم كه مر ياد كردن جاى بازگشتن را فراموش گرداننده « 5 » است ؛ مر دل راست ازو سختكنندهاى ، و از بدى گمراهى نفس ، و
هامش
( 1 ) .G: خورد .
( 2 ) .E: با اوست .
( 3 ) .C: اى .
( 4 ) .C: + از .
( 5 ) .AC: فراموش گردانيده .