ساحة : ميان سراى « 1 » . و التّبهّل : الإخلاص فى الدّعاء . و مصراع « 2 » سادس كنايت از سرعت .
مىفرمايد : به حقيقت درازست شب من و اندوهناك گماشته شده است « 3 » براى حذر كردن از روز حاضر و روز مهلت داده . و مردم فرومىآيد « 4 » ايشان را كارهاى بسيار كه تلخ است چشيدن آن چون طعم حنظل . آشوبها كه فرومىآيد « 5 » به ايشان و آن آشوبها شتابكنندهاند ، آب داده « 6 » مىشود آخرهاى آن فتنهها به كاسهء فتنهء اوّل . آشوبها كه چون فروآيد « 7 » به ميان خانهء گروهى ، ترسيده « 8 » شود به عادلى مخلص « 9 » كه در ميان ايشانست . س :
افسوس كه روزگار ما گشت تباه * وز محنت و غصّه روز ما گشت سياه
از هر طرفى فتنه برآورد علم * چون مور و ملخ كشيد بر خلق سپاه
شكايت از طلحه و زبير رضى اللّه عنهما و جزاهما بالخير
إنّ يومى من الزّبير و من طل * حة فيما يسوؤنى لطويل
ظلمانى و لم يكن علم الل * ه إلى الظّلم لى لخلق سبيل
علم اللّه : قسم ، و التّقدير : لم يكن لى سبيل إلى الظّلم لخلق .
مىفرمايد : به درستى كه روز من از زبير و از « 10 » طلحه در آنچه غمناك ساخت مرا هرآينه درازست « 11 » . ستم كردند ايشان مرا و نيست مرا - داند خدا - بستم كردن مر خلق را راهى « 12 » . س :
جمعى كه بكام ما نمودند چو شهد * كردند به دوستى بسى بيعت و عهد
هرچند كه از جانب ما برگشتند * ما را همه در صلح و صفا باشد جهد
هامش
( 1 ) .G: سرا .
( 2 ) .E: مصرع .
( 3 ) .G: - است .
( 4 ) .E: فرومىآمد .
( 5 ) .E: فرومىآمد .
( 6 ) .E: داد .
( 7 ) .E: خون فرود آمد .
( 8 ) .C: ترسنده .
( 9 ) .G: - مخلص .
( 10 ) .E: - از .
( 11 ) .G: - درازست .
( 12 ) .E: رامى .